toxication

[ایالات متحده]/ˌtɒksɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌtɑːksɪˈkeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند مسموم شدن؛ مسمومیت

عبارات و ترکیب‌ها

acute toxication

مسمومیت حاد

chronic toxication

مسمومیت مزمن

toxication effects

اثرات مسمومیت

toxication symptoms

علائم مسمومیت

toxication response

واکنش مسمومیت

toxication levels

سطوح مسمومیت

toxication treatment

درمان مسمومیت

toxication risk

خطر مسمومیت

toxication pathway

مسیر مسمومیت

toxication agents

عوامل مسمومیت

جملات نمونه

the toxication levels in the water are alarming.

سطح سموم در آب نگران کننده است.

long-term toxication can lead to serious health issues.

سم‌زدگی طولانی مدت می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

we need to monitor the toxication of the soil regularly.

ما باید به طور منظم میزان سموم خاک را کنترل کنیم.

symptoms of toxication can vary from mild to severe.

علائم سم‌زدگی می‌تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد.

proper ventilation can reduce the risk of toxication indoors.

تهویه مناسب می‌تواند خطر سم‌زدگی در داخل ساختمان را کاهش دهد.

emergency services were called due to suspected toxication.

به دلیل مشکوک بودن به سم‌زدگی، خدمات اورژانس احضار شدند.

understanding the sources of toxication is crucial for prevention.

درک منابع سم‌زدگی برای پیشگیری بسیار مهم است.

they conducted tests to assess the toxication of the fish.

آنها آزمایشاتی را برای ارزیابی میزان سموم ماهی انجام دادند.

education on toxication can help protect communities.

آموزش در مورد سم‌زدگی می‌تواند به محافظت از جوامع کمک کند.

she experienced severe symptoms from chemical toxication.

او دچار علائم شدید ناشی از سم‌زدگی شیمیایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید