trackmen

[ایالات متحده]/ˈtræk.mən/
[بریتانیا]/ˈtræk.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگر راه‌آهن; (ایالات متحده) ورزشکار پیست

عبارات و ترکیب‌ها

trackman data

داده‌های trackman

trackman analysis

تجزیه و تحلیل trackman

trackman system

سیستم trackman

trackman software

نرم‌افزار trackman

trackman technology

فناوری trackman

trackman metrics

معیارهای trackman

trackman user

کاربر trackman

trackman session

جلسه trackman

trackman report

گزارش trackman

trackman experience

تجربه trackman

جملات نمونه

the trackman monitored the athletes' performance closely.

مربی ردیابی، عملکرد ورزشکاران را به دقت زیر نظر داشت.

every trackman needs to understand the equipment they use.

هر مربی ردیابی باید تجهیزاتی که استفاده می کند را درک کند.

the trackman recorded the data for analysis.

مربی ردیابی داده ها را برای تجزیه و تحلیل ثبت کرد.

he works as a trackman for the local sports team.

او به عنوان مربی ردیابی برای تیم ورزشی محلی کار می کند.

trackmen play a crucial role in improving athletes' techniques.

مربیان ردیابی نقش مهمی در بهبود تکنیک های ورزشکاران دارند.

the trackman used advanced technology to track progress.

مربی ردیابی از فناوری پیشرفته برای پیگیری پیشرفت استفاده کرد.

being a trackman requires attention to detail.

مربی ردیابی بودن نیاز به توجه به جزئیات دارد.

the trackman analyzed the results after the event.

مربی ردیابی نتایج را پس از رویداد تجزیه و تحلیل کرد.

trackmen often collaborate with coaches to enhance training.

مربیان ردیابی اغلب با مربیان برای بهبود آموزش همکاری می کنند.

the trackman's insights were invaluable to the team.

بینش های مربی ردیابی برای تیم بسیار ارزشمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید