trainer

[ایالات متحده]/ˈtreɪnə(r)/
[بریتانیا]/ˈtreɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربی؛ کسی که دیگران را آموزش می‌دهد
n. مربی حیوانات؛ مربی اسب
n. تجهیزات تمرینی
n. دستگاه تمرین
n. کفش‌های ورزشی؛ کفش‌های دویدن

عبارات و ترکیب‌ها

fitness trainer

مربی تناسب اندام

personal trainer

مربی شخصی

athletic trainer

مربی ورزشی

trainer aircraft

هواپیمای آموزشی

جملات نمونه

He is an animal trainer for the circus.

او یک مربی حیوانات برای سیرک است.

Our trainer had a strong influence on the team.

مربی ما تأثیر زیادی بر روی تیم داشت.

her trainer was on hand to give advice.

مربی او برای دادن مشورت آماده بود.

The trainer is walking his dogs.

مربی سگ هایش را می برد.

Trainers rub down an athlete after hard exercise.

مربیان بعد از تمرین سخت، ورزشکار را ماساژ می دهند.

He works out every morning with his personal trainer.

او هر روز صبح با مربی شخصی خود تمرین می کند.

Her trainer paced her on a motorcar following her slowly.

مربی او را در حالی که به آرامی دنبالش می‌کرد، در یک خودرو ردیابی کرد.

the trainer has confirmed Cool Ground as a definite starter.

مربی، Cool Ground را به عنوان یک شرکت کننده قطعی تأیید کرده است.

You can’t get those new trainers anywhere. They’re like gold dust.

شما نمی توانید آن کفش های جدید را از هیچ کجا تهیه کنید. آنها مانند طلا هستند.

We watched the trainer putting the police dog through its paces.

ما تماشاگر این بودیم که مربی سگ پلیس را در حال انجام حرکاتش است.

Her trainer was even more gloomy about the prospects for British tennis.

مربی او حتی در مورد چشم انداز تنیس بریتانیا بدبین تر بود.

When our trainer stopped speaking,there were a few dutiful cheers.

وقتی مربی ما صحبت کردن را متوقف کرد، تشویق‌های با وجدانتی وجود داشت.

If additional trainer aircraft are needed, the Pentagon plans to redesignate some of its existing rotorcraft rather than buying new airframes.

در صورت نیاز به هواپیمای آموزشی بیشتر، پنتاگون قصد دارد برخی از بالگردهای موجود خود را مجدداً تعیین کند تا اینکه هواپیماهای جدید خریداری کند.

She knew how fast she was running, because her trainer was pacing her on a bicycle.

او می‌دانست چقدر سریع می‌دود، زیرا مربی‌اش با دوچرخه او را همراهی می‌کرد.

Angelhood has invited the professional trainer Freeman Wen from to conduct a training for our customers to deepen their understandings about KINGDOM products. This training will be held on 2009-2-28.

Angelhood از مربی حرفه‌ای فریمن ون از دعوت کرده است تا برای عمق بخشیدن به درک مشتریان ما در مورد محصولات KINGDOM، یک دوره آموزشی برگزار کند. این آموزش در تاریخ 2009-2-28 برگزار خواهد شد.

Angelhood is going to invite the professional trainer from Coffee Queen to conduct a training course for our customers to deepen their understandings about JURA products.

Angelhood قصد دارد مربی حرفه‌ای از Coffee Queen را برای برگزاری یک دوره آموزشی برای مشتریان ما برای عمق بخشیدن به درک آنها در مورد محصولات JURA دعوت کند.

نمونه‌های واقعی

So we have to have the trainers.

ما باید مربی داشته باشیم.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

Maybe you should hire a personal trainer.

شاید بهتر است یک مربی شخصی استخدام کنید.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

Comfortable shoes like trainers are preferable.

کفش‌های راحت مانند کفش‌های ورزشی ترجیح داده می‌شوند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

So, Rebecca, how did you become a personal trainer?

پس، رbecca، چطور به یک مربی شخصی تبدیل شدید؟

منبع: The Big Bang Theory Season 10

Maybe because you're screwing that twink trainer of yours.

شاید به این دلیل که شما در حال خراب کردن مربی کوچک خود هستید.

منبع: American Horror Story Season 1

I'd also like to thank the trainer, Lori Michaels.

همچنین می‌خواهم از مربی، لوری مایکلز تشکر کنم.

منبع: NBA Star Speech Collection

I was at the gym. You can call my trainer.

من در باشگاه ورزشی بودم. می‌توانید مربی من را صدا بزنید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Join a gym or see a personal trainer to stay motivated.

برای حفظ انگیزه در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید یا یک مربی شخصی ببینید.

منبع: Healthy little secrets

Right - so you're going to carry on wearing those filthy trainers?

پس شما قصد دارید به پوشیدن آن کفش‌های ورزشی کثیف ادامه دهید؟

منبع: BBC Authentic English

I, myself I have a trainer. I go to the gym.

من خودم مربی دارم. من به باشگاه ورزشی می‌روم.

منبع: VOA Daily Standard May 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید