transference

[ایالات متحده]/'trænsf(ə)r(ə)ns/
[بریتانیا]/træns'fɝəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکت، انتقال، جابجایی.

عبارات و ترکیب‌ها

emotional transference

انتقال عاطفی

countertransference

ضد انتقال

transference neurosis

نوروئز انتقال

transference relationship

رابطه انتقال

heat transference

انتقال گرما

transference number

شماره انتقال

جملات نمونه

education involves the transference of knowledge.

آموزش شامل انتقال دانش می شود.

Freud introduced the concept of transference in psychoanalysis.

فروید مفهوم انتقال را در روانکاوی معرفی کرد.

Transference can occur in various relationships, not just in therapy sessions.

انتقال می‌تواند در روابط مختلف رخ دهد، نه فقط در جلسات درمانی.

Therapists often work with transference to help clients understand their emotions better.

درمانگران اغلب با انتقال کار می‌کنند تا به مشتریان کمک کنند احساسات خود را بهتر درک کنند.

Transference is a common phenomenon in interpersonal dynamics.

انتقال یک پدیده رایج در پویایی بین فردی است.

The therapist noticed a strong transference from the client towards him.

درمانگر متوجه انتقال قوی از طرف مشتری به سمت خود شد.

Transference can sometimes complicate the therapeutic process.

انتقال گاهی اوقات می‌تواند فرآیند درمانی را پیچیده کند.

Understanding transference is essential in psychotherapy.

درک انتقال برای روان‌درمانی ضروری است.

Transference can reveal underlying emotions and patterns of behavior.

انتقال می‌تواند احساسات و الگوهای رفتاری پنهان را آشکار کند.

Therapists need to address transference issues delicately and ethically.

درمانگران باید به طور ظریف و اخلاقی به مسائل انتقال رسیدگی کنند.

Transference is a complex and multifaceted phenomenon.

انتقال یک پدیده پیچیده و چند وجهی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید