transgenes

[ایالات متحده]/'træns,dʒin/
[بریتانیا]/ˈtrænsˌdʒin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترانس ژن

جملات نمونه

At present cultivates the first batch breast milk ferric albuminate iron albuminate transgene cow entered the lactation period.

در حال حاضر، اولین دسته از گاوهای ترنسژن حاوی آلبومین آهن و آلبومین آهن شیر وارد دوره شیردهی شده اند.

The transgene was successfully integrated into the host genome.

ژن منتقل شده با موفقیت در ژنوم میزبان ادغام شد.

Scientists are studying the effects of the transgene on plant growth.

دانشمندان در حال بررسی اثرات ژن منتقل شده بر رشد گیاهان هستند.

The transgene confers resistance to pests in the crop.

ژن منتقل شده مقاومت در برابر آفات را در محصول ایجاد می‌کند.

Genetically modified organisms contain transgenes from other species.

ارگانیسم‌های اصلاح شده ژنتیکی حاوی ژن‌های منتقل شده از گونه‌های دیگر هستند.

The transgene expression can be controlled by specific promoters.

عبارات ژن منتقل شده را می‌توان با استفاده از پروانه‌های خاص کنترل کرد.

Transgene technology has revolutionized agriculture.

فناوری ژن منتقل شده انقلاب کشاورزی را رقم زده است.

The transgene insertion site can affect gene expression levels.

محل درج ژن منتقل شده می‌تواند بر سطوح بیان ژن تأثیر بگذارد.

Ethical concerns surround the use of transgenes in food production.

نگرانی‌های اخلاقی در مورد استفاده از ژن‌های منتقل شده در تولید غذا وجود دارد.

The transgene was designed to enhance crop yield.

ژن منتقل شده برای افزایش عملکرد محصول طراحی شده است.

Farmers are adopting transgene technology to improve crop quality.

کشاورزان در حال پذیرش فناوری ژن منتقل شده برای بهبود کیفیت محصول هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید