trashiness

[ایالات متحده]/ˈtræʃɪnəs/
[بریتانیا]/ˈtræʃɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بی‌ارزشی؛ بی‌ارزشی؛ حالت پایین بودن کیفیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

trashiness level

سطح زباله‌ماندن

trashiness factor

ضریب زباله‌ماندن

trashiness appeal

جذابیت زباله‌ماندن

trashiness index

شاخص زباله‌ماندن

trashiness culture

فرهنگ زباله‌ماندن

trashiness trend

روند زباله‌ماندن

trashiness rating

امتیاز زباله‌ماندن

trashiness quotient

حاصل‌ضرب زباله‌ماندن

trashiness vibe

فضای زباله‌ماندن

trashiness aesthetic

زیست‌شناسی زباله‌ماندن

جملات نمونه

his trashiness was evident in his behavior at the party.

زباله‌ بودن او در رفتار او در مهمانی آشکار بود.

the film was criticized for its trashiness and lack of substance.

فیلم به دلیل زباله‌ بودنش و فقدان محتوا مورد انتقاد قرار گرفت.

many people avoid that store due to its trashiness.

بسیاری از مردم به دلیل زباله‌ بودنش از آن مغازه اجتناب می‌کنند.

she was tired of the trashiness in reality tv shows.

او از زباله‌ بودن در برنامه‌های تلویزیونی واقعیت خسته شده بود.

the trashiness of the magazine turned off many readers.

زباله‌ بودنش مجله بسیاری از خوانندگان را منصرف کرد.

his comments revealed a certain level of trashiness.

اظهارات او سطح مشخصی از زباله‌ بودگی را نشان داد.

they tried to mask the trashiness with flashy advertisements.

آنها سعی کردند زباله‌ بودگی را با تبلیغات چشمک‌ زن پنهان کنند.

there's a fine line between humor and trashiness.

خطی ظریف بین شوخ‌ طبعی و زباله‌ بودگی وجود دارد.

her trashiness was a topic of conversation among her peers.

زباله‌ بودنش موضوع بحث بین همسالانش بود.

critics argue that the trashiness in art can be intentional.

منتقدان استدلال می‌کنند که زباله‌ بودگی در هنر می‌تواند عمدی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید