trawler

[ایالات متحده]/'trɔːlə/
[بریتانیا]/'trɔlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی ماهیگیری که از تور ترال برای صید ماهی استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

fisheries trawler

کشتی صید

جملات نمونه

This is the very first trawler ever to fish those waters.

این اولین کشتی صیادی است که تا به حال در آن آبها ماهیگیری کرده است.

the trawler sank with the loss of all six crew.

کشتی صیادی غرق شد و همه شش خدمه آن کشته شدند.

In the Gulf of Mexico, trawlers ply back and forth year in year out, hauling vast nets that scarify the seabed and allow no time for plant and animal life to recover.

در خلیج مکزیکو، کشتی‌های صیادی به طور مداوم سال در سال به جلو و عقب می‌روند، و شبکه‌های بزرگ را که بستر دریا را خراش می‌دهند و فرصتی برای بازیابی حیات گیاهی و جانوری وجود ندارد، بیرون می‌کشند.

In the 1970s, for instance, West Coast trawlers were landing 11,000 tonnes of bocaccio a year.In 2001, just before the fishery was closed, the catch was 214 tonnes.

در دهه 1970، برای مثال، کشتی‌های صیدویله‌ای در سواحل غربی، 11000 تن بوکاسیو در سال صید می‌کردند. در سال 2001، درست قبل از بسته شدن صیدگاه، میزان صید 214 تن بود.

The trawler returned to port with a full catch of fish.

کشتی صیادی با یک بار کامل ماهی به بندر بازگشت.

The trawler was equipped with the latest fishing technology.

کشتی صیادی مجهز به آخرین فناوری های ماهیگیری بود.

The trawler set sail early in the morning.

کشتی صیادی صبح زود از بندر خارج شد.

The trawler crew worked together to pull in the heavy nets.

خدمه کشتی صیادی برای کشیدن تورهای سنگین با هم همکاری کردند.

The trawler captain navigated through rough seas.

کاپیتان کشتی صیادی از میان آب های خروشان عبور کرد.

The trawler operates in deep waters far from the shore.

کشتی صیادی در آب های عمیق و دور از ساحل فعالیت می کند.

The trawler is a crucial part of the fishing industry.

کشتی صیادی بخش مهمی از صنعت ماهیگیری است.

The trawler's engine hummed as it moved through the water.

موتور کشتی صیادی هنگام حرکت در آب زمزمه می کرد.

The trawler crew repaired the torn nets before the next fishing trip.

خدمه کشتی صیادی تورهای پاره را قبل از سفر ماهیگیری بعدی تعمیر کردند.

The trawler's radar helped locate schools of fish.

رادار کشتی صیادی به یافتن محل تجمع ماهی ها کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید