long treks
مسیرهای طولانی
guided treks
مسیرهای همراه با راهنما
mountain treks
مسیرهای کوهستانی
nature treks
مسیرهای طبیعی
adventure treks
مسیرهای ماجراجویانه
solo treks
مسیرهای انفرادی
family treks
مسیرهای خانوادگی
scenic treks
مسیرهای دیدنی
desert treks
مسیرهای صحرایی
eco treks
مسیرهای اکوتوریستی
she often treks through the mountains on weekends.
او اغلب در آخر هفتهها از میان کوهها عبور میکند.
they planned a series of treks across the national parks.
آنها مجموعهای از سفرها در سراسر پارکهای ملی برنامهریزی کردند.
the group treks for hours to reach the summit.
گروه ساعتها پیادهروی میکند تا به قله برسد.
he treks alone, enjoying the solitude of nature.
او به تنهایی پیادهروی میکند و از تنهایی طبیعت لذت میبرد.
she documents her treks in a travel blog.
او سفرهای خود را در یک وبلاگ سفر مستند میکند.
they treks through the forest to see the wildlife.
آنها از میان جنگل عبور میکنند تا حیات وحش را ببینند.
after several treks, he became an experienced hiker.
پس از چند پیادهروی، او به یک کوهنورد با تجربه تبدیل شد.
the treks are challenging but rewarding.
سفرها چالشبرانگیز اما پاداشبخش هستند.
she treks with a group of friends every summer.
او هر تابستان با گروهی از دوستان پیادهروی میکند.
he organizes treks for beginners to learn about hiking.
او سفرها را برای مبتدیان برای یادگیری در مورد پیادهروی سازماندهی میکند.
long treks
مسیرهای طولانی
guided treks
مسیرهای همراه با راهنما
mountain treks
مسیرهای کوهستانی
nature treks
مسیرهای طبیعی
adventure treks
مسیرهای ماجراجویانه
solo treks
مسیرهای انفرادی
family treks
مسیرهای خانوادگی
scenic treks
مسیرهای دیدنی
desert treks
مسیرهای صحرایی
eco treks
مسیرهای اکوتوریستی
she often treks through the mountains on weekends.
او اغلب در آخر هفتهها از میان کوهها عبور میکند.
they planned a series of treks across the national parks.
آنها مجموعهای از سفرها در سراسر پارکهای ملی برنامهریزی کردند.
the group treks for hours to reach the summit.
گروه ساعتها پیادهروی میکند تا به قله برسد.
he treks alone, enjoying the solitude of nature.
او به تنهایی پیادهروی میکند و از تنهایی طبیعت لذت میبرد.
she documents her treks in a travel blog.
او سفرهای خود را در یک وبلاگ سفر مستند میکند.
they treks through the forest to see the wildlife.
آنها از میان جنگل عبور میکنند تا حیات وحش را ببینند.
after several treks, he became an experienced hiker.
پس از چند پیادهروی، او به یک کوهنورد با تجربه تبدیل شد.
the treks are challenging but rewarding.
سفرها چالشبرانگیز اما پاداشبخش هستند.
she treks with a group of friends every summer.
او هر تابستان با گروهی از دوستان پیادهروی میکند.
he organizes treks for beginners to learn about hiking.
او سفرها را برای مبتدیان برای یادگیری در مورد پیادهروی سازماندهی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید