| جمع | trigas |
triga point
نقطه تریگا
triga model
مدل تریگا
triga analysis
تجزیه و تحلیل تریگا
triga system
سیستم تریگا
triga design
طراحی تریگا
triga method
روش تریگا
triga network
شبکه تریگا
triga framework
چارچوب تریگا
triga function
تابع تریگا
triga application
کاربرد تریگا
she decided to triga her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را تغییر دهد.
we need to triga our strategy for the project.
ما نیاز داریم استراتژی خود را برای پروژه تغییر دهیم.
he often triga his workout routine to stay fit.
او اغلب برای تناسب اندام، روتین تمرینی خود را تغییر میدهد.
it's important to triga your budget every month.
هر ماه مهم است که بودجه خود را تغییر دهید.
they decided to triga the meeting time to accommodate everyone.
آنها تصمیم گرفتند زمان جلسه را تغییر دهند تا همه را در نظر بگیرند.
she needs to triga her schedule for the upcoming exams.
او نیاز دارد برنامه خود را برای امتحانات آینده تغییر دهد.
he will triga his approach based on the feedback.
او رویکرد خود را بر اساس بازخورد تغییر خواهد داد.
we should triga the presentation to make it more engaging.
ما باید ارائه را تغییر دهیم تا جذابتر شود.
to improve sales, they decided to triga their marketing strategy.
برای بهبود فروش، آنها تصمیم گرفتند استراتژی بازاریابی خود را تغییر دهند.
she plans to triga her diet for better health.
او قصد دارد رژیم غذایی خود را برای سلامتی بهتر تغییر دهد.
triga point
نقطه تریگا
triga model
مدل تریگا
triga analysis
تجزیه و تحلیل تریگا
triga system
سیستم تریگا
triga design
طراحی تریگا
triga method
روش تریگا
triga network
شبکه تریگا
triga framework
چارچوب تریگا
triga function
تابع تریگا
triga application
کاربرد تریگا
she decided to triga her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را تغییر دهد.
we need to triga our strategy for the project.
ما نیاز داریم استراتژی خود را برای پروژه تغییر دهیم.
he often triga his workout routine to stay fit.
او اغلب برای تناسب اندام، روتین تمرینی خود را تغییر میدهد.
it's important to triga your budget every month.
هر ماه مهم است که بودجه خود را تغییر دهید.
they decided to triga the meeting time to accommodate everyone.
آنها تصمیم گرفتند زمان جلسه را تغییر دهند تا همه را در نظر بگیرند.
she needs to triga her schedule for the upcoming exams.
او نیاز دارد برنامه خود را برای امتحانات آینده تغییر دهد.
he will triga his approach based on the feedback.
او رویکرد خود را بر اساس بازخورد تغییر خواهد داد.
we should triga the presentation to make it more engaging.
ما باید ارائه را تغییر دهیم تا جذابتر شود.
to improve sales, they decided to triga their marketing strategy.
برای بهبود فروش، آنها تصمیم گرفتند استراتژی بازاریابی خود را تغییر دهند.
she plans to triga her diet for better health.
او قصد دارد رژیم غذایی خود را برای سلامتی بهتر تغییر دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید