triga

[ایالات متحده]/'traɪgə/
[بریتانیا]/'traɪgə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارابه جنگی دوچرخ که توسط سه اسب کشیده می‌شود
Word Forms
جمعtrigas

عبارات و ترکیب‌ها

triga point

نقطه تریگا

triga model

مدل تریگا

triga analysis

تجزیه و تحلیل تریگا

triga system

سیستم تریگا

triga design

طراحی تریگا

triga method

روش تریگا

triga network

شبکه تریگا

triga framework

چارچوب تریگا

triga function

تابع تریگا

triga application

کاربرد تریگا

جملات نمونه

she decided to triga her plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را تغییر دهد.

we need to triga our strategy for the project.

ما نیاز داریم استراتژی خود را برای پروژه تغییر دهیم.

he often triga his workout routine to stay fit.

او اغلب برای تناسب اندام، روتین تمرینی خود را تغییر می‌دهد.

it's important to triga your budget every month.

هر ماه مهم است که بودجه خود را تغییر دهید.

they decided to triga the meeting time to accommodate everyone.

آنها تصمیم گرفتند زمان جلسه را تغییر دهند تا همه را در نظر بگیرند.

she needs to triga her schedule for the upcoming exams.

او نیاز دارد برنامه خود را برای امتحانات آینده تغییر دهد.

he will triga his approach based on the feedback.

او رویکرد خود را بر اساس بازخورد تغییر خواهد داد.

we should triga the presentation to make it more engaging.

ما باید ارائه را تغییر دهیم تا جذاب‌تر شود.

to improve sales, they decided to triga their marketing strategy.

برای بهبود فروش، آنها تصمیم گرفتند استراتژی بازاریابی خود را تغییر دهند.

she plans to triga her diet for better health.

او قصد دارد رژیم غذایی خود را برای سلامتی بهتر تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید