triploblast

[ایالات متحده]/ˈtrɪpləʊblæst/
[بریتانیا]/ˈtrɪploʊblæst/

ترجمه

n. یک موجود زنده با سه لایه اولیه گرم (ektoderم، mesoderم و endoderم)
adj. دارای سه لایه گرم؛ مربوط به triploblasts
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

triploblastic animals

حیوانات تریپلوبلاستیک

triploblastic organisms

سازمان‌های تریپلوبلاستیک

triploblastic development

توسعه تریپلوبلاستیک

triploblastic embryos

embrیوهای تریپلوبلاستیک

triploblastic phyla

فیلوم‌های تریپلوبلاستیک

most triploblasts

بیشتر تریپلوبلاست‌ها

triploblastic symmetry

تمامیت تریپلوبلاستیک

triploblastic body plan

طرح بدن تریپلوبلاستیک

triploblastic lineage

نسل تریپلوبلاستیک

becoming triploblastic

شدن تریپلوبلاستیک

جملات نمونه

triploblastic animals possess three primary germ layers that give rise to all body tissues and organs.

حیوانات تریپلوبلاستیک سه لایه اصلی گرم را دارند که به تمام بافت‌ها و اندام‌های بدن منجر می‌شوند.

the evolution of triploblastic organisms marked a significant advancement in animal complexity.

ایволوشن حیوانات تریپلوبلاستیک یک پیشرفت معنی‌دار در پیچیدگی حیوانات را نشان داد.

during triploblastic development, the ectoderm, mesoderm, and endoderm differentiate to form specialized structures.

در طی توسعه تریپلوبلاستیک، اپیدرم، مезودerm و اندودerm تفکیک می‌شوند تا ساختارهای ویژه را تشکیل دهند.

most bilaterally symmetrical animals belong to the triploblastic clade that emerged in the paleozoic era.

بیشتر حیوانات متقارن دوطرفه به گروه تریپلوبلاستیک تعلق دارند که در دوره پالئوزویک ظهور کردند.

researchers study triploblastic embryos to understand the genetic mechanisms of tissue differentiation.

پژوهشگران جنین‌های تریپلوبلاستیک را مطالعه می‌کنند تا مکانیسم‌های ژنتیکی تفکیک بافت را درک کنند.

the triploblastic body plan allows for complex organ systems not found in simpler organisms.

طرح بدن تریپلوبلاستیک به سیستم‌های اندامی پیچیده اجازه می‌دهد که در سازمان‌های ساده‌تر یافت نمی‌شوند.

molecular phylogenetics has clarified the relationships among major triploblastic lineages.

فیلوژنیک مولکولی روابط بین گروه‌های اصلی تریپلوبلاستیک را روشن کرده است.

some triploblastic parasites have evolved simplified body plans adapted to their hosts.

برخی پارازیت‌های تریپلوبلاستیک طرح‌های بدن ساده‌تری را توسعه داده‌اند که به میزبان‌های خود سازگار هستند.

the triploblastic condition is considered a key innovation in animal evolution.

وضعیت تریپلوبلاستیک به عنوان یک نوآوری کلیدی در تکامل حیوانات در نظر گرفته می‌شود.

comparative genomics reveals conserved genetic pathways across diverse triploblastic species.

ژنومیک مقایسه‌ای مسیرهای ژنتیکی حفظ شده را در سازمان‌های تریپلوبلاستیک متنوع نشان می‌دهد.

triploblastic flatworms exhibit remarkable regenerative capabilities due to their stem cell population.

کرم‌های تریپلوبلاستیک با داشتن جمعیت سلول‌های بنیادی توانایی بازیابی بسیار خاصی نشان می‌دهند.

the transition to triploblastic organization enabled larger body sizes in ancestral chordates.

تغییر به سازمان‌دهی تریپلوبلاستیک به افزایش اندازه بدن در کردارهای اجدادی اجازه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید