trisomic

[ایالات متحده]/traɪˈsɒmɪk/
[بریتانیا]/traɪˈsoʊmɪk/

ترجمه

adj. داشتن سه نسخه از یک کروموزوم خاص؛ مربوط به حالتی که شامل یک کروموزوم اضافی است

عبارات و ترکیب‌ها

trisomic condition

شرایط سه‌نسایی

trisomic individual

فرد سه‌نسایی

trisomic syndrome

سندرم سه‌نسایی

trisomic cells

سلول‌های سه‌نسایی

trisomic chromosome

کروموزوم سه‌نسایی

trisomic traits

ویژگی‌های سه‌نسایی

trisomic diagnosis

تشخیص سه‌نسایی

trisomic risk

خطر سه‌نسایی

trisomic analysis

تجزیه و تحلیل سه‌نسایی

trisomic offspring

نسل سه‌نسایی

جملات نمونه

the trisomic condition can lead to various health challenges.

شرایط سه‌نسایی می‌تواند منجر به چالش‌های بهداشتی مختلف شود.

research is ongoing to understand trisomic disorders better.

تحقیقات برای درک بهتر اختلالات سه‌نسایی ادامه دارد.

parents of trisomic children often seek support groups.

والدین کودکان سه‌نسایی اغلب به دنبال گروه‌های حمایتی هستند.

trisomic individuals may exhibit unique physical traits.

افراد سه‌نسایی ممکن است ویژگی‌های فیزیکی منحصربه‌فردی نشان دهند.

genetic counseling is important for trisomic families.

مشاوره ژنتیکی برای خانواده‌های سه‌نسایی مهم است.

understanding trisomic genetics can help in prevention.

درک ژنتیک سه‌نسایی می‌تواند به پیشگیری کمک کند.

trisomic conditions are often diagnosed at birth.

شرایط سه‌نسایی اغلب در بدو تولد تشخیص داده می‌شوند.

many trisomic patients require specialized education plans.

بسیاری از بیماران سه‌نسایی به برنامه‌های آموزشی تخصصی نیاز دارند.

advancements in medicine are improving lives of trisomic individuals.

پیشرفت‌ها در پزشکی باعث بهبود زندگی افراد سه‌نسایی می‌شود.

trisomic research continues to evolve with new technologies.

تحقیقات سه‌نسایی همچنان با فناوری‌های جدید در حال تکامل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید