monosomic

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊˈsəʊmɪk/
[بریتانیا]/ˌmɑːnəˈsoʊmɪk/

ترجمه

adj. دارای فقط یک کروموزوم از نوع خاص

عبارات و ترکیب‌ها

monosomic condition

وضعیت تک‌نسومه

monosomic analysis

تجزیه و تحلیل تک‌نسومه

monosomic chromosome

کروموزوم تک‌نسومه

monosomic plant

گیاه تک‌نسومه

monosomic deletion

حذف تک‌نسومه

monosomic line

خط تک‌نسومه

monosomic trait

ویژگی تک‌نسومه

monosomic mapping

نگاشت تک‌نسومه

monosomic hybrid

هیبرید تک‌نسومه

monosomic stock

سهام تک‌نسومه

جملات نمونه

monosomic plants often show unique traits.

گیاهان تکنسومی اغلب دارای ویژگی‌های منحصر به فرد هستند.

research on monosomic organisms can reveal genetic information.

تحقیقات در مورد ارگانیسم‌های تکنسومی می‌تواند اطلاعات ژنتیکی را آشکار کند.

monosomic mutations can lead to various phenotypic changes.

جهش‌های تکنسومی می‌توانند منجر به تغییرات فنوتیپی مختلف شوند.

in genetics, monosomic individuals have one less chromosome.

در ژنتیک، افراد تکنسومی یک کروموزوم کمتر دارند.

monosomic analysis is crucial for understanding certain diseases.

تجزیه و تحلیل تکنسومی برای درک برخی از بیماری‌ها بسیار مهم است.

scientists study monosomic strains to improve crop yields.

دانشمندان روی سویه‌های تکنسومی مطالعه می‌کنند تا عملکرد محصول را بهبود بخشند.

monosomic conditions can affect plant breeding strategies.

شرایط تکنسومی می‌تواند بر استراتژی‌های اصلاح نباتات تأثیر بگذارد.

understanding monosomic traits helps in genetic engineering.

درک ویژگی‌های تکنسومی به مهندسی ژنتیک کمک می‌کند.

monosomic analysis provides insights into chromosomal behavior.

تجزیه و تحلیل تکنسومی بینشی در مورد رفتار کروموزومی ارائه می‌دهد.

many studies focus on monosomic variations in species.

بسیاری از مطالعات بر روی تغییرات تکنسومی در گونه‌ها تمرکز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید