troikas

[ایالات متحده]/'trɒɪkə/
[بریتانیا]/'trɔɪkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از سه فرد یا چیز به هم پیوسته، مشابه یک تروئیکا روسی با سه اسب

عبارات و ترکیب‌ها

political troika

ثلاثی سیاسی

economic troika

ثلاثی اقتصادی

جملات نمونه

The troika of leaders worked together to solve the crisis.

رهبران سه گانه برای حل بحران با هم همکاری کردند.

The troika of singers performed a stunning concert last night.

گروه خوانندگان سه نفره شب گذشته یک کنسرت خیره‌کننده اجرا کردند.

The troika of countries formed a strong alliance.

گروه سه کشور یک اتحاد قوی تشکیل دادند.

The troika of experts provided valuable insights into the issue.

گروه متخصصان بینش‌های ارزشمندی در مورد این موضوع ارائه دادند.

The troika of friends went on a road trip together.

گروه دوستان به یک سفر جاده‌ای با هم رفتند.

The troika of horses pulled the carriage through the snowy landscape.

سه اسب واگن را در میان منظره پوشیده از برف می‌کشاندند.

The troika of flavors in the dish created a unique taste.

ترکیب طعم‌های غذا یک طعم منحصر به فرد ایجاد کرد.

The troika of actors delivered outstanding performances in the play.

گروه بازیگران در نمایش، اجراهای برجسته‌ای ارائه دادند.

The troika of companies collaborated on a new project.

گروه شرکت‌ها در یک پروژه جدید با هم همکاری کردند.

The troika of dancers moved in perfect harmony on stage.

گروه رقصندگان با هماهنگی کامل روی صحنه حرکت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید