trojan

[ایالات متحده]/ˈtrəudʒən/
[بریتانیا]/ˈtrodʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تروا; فرد کوشا; جنگجو
adj. تروا; مربوط به ترواها یا مربوط به آنها
Word Forms
جمعtrojans

عبارات و ترکیب‌ها

trojan horse

اسب تروا

trojan war

جنگ تروا

جملات نمونه

the rebels may use this peace accord as a Trojan horse to try and take over.

شاید شورشیان از این توافق صلح به عنوان یک اسب تروا برای تلاش برای تصرف استفاده کنند.

The ng of Mycenae and leader of the Grees n the Trojan ar, ho as the son of Atreus and the father of Orestes, Electra, and phgena.

رهبر و فرمانده ایگایی و رهبر گریس ها در جنگ تروا، که پسر آترئوس و پدر اورستس، الکترای و فیگنا بود.

Can say, defend quadruply set out completely from the point of view that protects player interest, arrive from Zhang name code resist trojan virus, to the player overall safety assures.

می‌تواند بگوید، از منظر محافظت از منافع بازیکن دفاع کنید، از نقطه نظر که به طور کامل از نقطه نظر محافظت از منافع بازیکن، از کد نام ژانگ مقاومت در برابر ویروس تروجان، اطمینان کلی به بازیکن را در بر می‌گیرد.

French trouvère whoseRoman de Troie was a source for later works set during the Trojan War, such as Chaucer`s Troilus and Criseyde.

شاعر فرانسوی که رمان تروا او منبع آثار بعدی در طول جنگ تروا بود، مانند ترویلوس و کریزیده چوسر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید