play trombone
پرداخت ترومبون
the trombone
ترومبون
trombone player
نوازندگی ترومبون
trombonist
نوازندگان ترومبون
blow trombone
باد دادن به ترومبون
learn trombone
یادگیری ترومبون
trombone music
موسیقی ترومبون
trombone section
بخش ترومبون
practice trombone
تمرین ترومبون
bass trombone
ترومبون پایه
the drummer played a complex rhythm on his trom.
نوازنده روی تروم خود یک ریتم پیچیده اجرا کرد.
she bought a new trom for her band's performance.
او یک تروم جدید برای اجرای گروه خود خرید.
the traditional trom produces deep, resonant sounds.
تروم سنتی صداهای عمیق و تکان دهنده ایجاد می کند.
children learn to play the trom in music class.
کودکان در کلاس موسیقی یاد می گیرند که چگونه تروم را بزنند.
the parade featured many musicians carrying their troms.
پاراده چندین موسیقی دان را که تروم های خود را حمل می کردند نمایش داد.
master craftsmen build handmade troms with care.
هندسمن های ماهر با دقت تروم های دست ساز ساخته می کنند.
the rhythmic trom beat echoed through the hall.
ضربات ریتمیک تروم از طریق سالن تکان داده شد.
they practiced the trom pattern until it was perfect.
آنها الگوی تروم را تا زمانی که کامل شد تمرین کردند.
the concert highlighted the powerful trom solo.
کنسرت تکه تک تروم قدرتمند را تاکید کرد.
ancient cultures used the trom in ceremonial events.
فرهنگ های باستانی از تروم در رویدادهای سرگرمی استفاده می کردند.
she cleaned and maintained her trom regularly.
او به طور منظم تروم خود را تمیز می کرد و نگهداری می کرد.
the drum circle created harmonious trom sounds together.
دایره نوازی تروم صداهای هماهنگ را با هم ایجاد کرد.
play trombone
پرداخت ترومبون
the trombone
ترومبون
trombone player
نوازندگی ترومبون
trombonist
نوازندگان ترومبون
blow trombone
باد دادن به ترومبون
learn trombone
یادگیری ترومبون
trombone music
موسیقی ترومبون
trombone section
بخش ترومبون
practice trombone
تمرین ترومبون
bass trombone
ترومبون پایه
the drummer played a complex rhythm on his trom.
نوازنده روی تروم خود یک ریتم پیچیده اجرا کرد.
she bought a new trom for her band's performance.
او یک تروم جدید برای اجرای گروه خود خرید.
the traditional trom produces deep, resonant sounds.
تروم سنتی صداهای عمیق و تکان دهنده ایجاد می کند.
children learn to play the trom in music class.
کودکان در کلاس موسیقی یاد می گیرند که چگونه تروم را بزنند.
the parade featured many musicians carrying their troms.
پاراده چندین موسیقی دان را که تروم های خود را حمل می کردند نمایش داد.
master craftsmen build handmade troms with care.
هندسمن های ماهر با دقت تروم های دست ساز ساخته می کنند.
the rhythmic trom beat echoed through the hall.
ضربات ریتمیک تروم از طریق سالن تکان داده شد.
they practiced the trom pattern until it was perfect.
آنها الگوی تروم را تا زمانی که کامل شد تمرین کردند.
the concert highlighted the powerful trom solo.
کنسرت تکه تک تروم قدرتمند را تاکید کرد.
ancient cultures used the trom in ceremonial events.
فرهنگ های باستانی از تروم در رویدادهای سرگرمی استفاده می کردند.
she cleaned and maintained her trom regularly.
او به طور منظم تروم خود را تمیز می کرد و نگهداری می کرد.
the drum circle created harmonious trom sounds together.
دایره نوازی تروم صداهای هماهنگ را با هم ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید