trotskies

[ایالات متحده]/ˈtrɒtskiːz/
[بریتانیا]/ˈtrɑːtskiːz/

ترجمه

n. پیروان لئون تروتسکی، یک رهبر جنبش تروتسکیستی شوروی که از حزب کمونیست اخراج شد

عبارات و ترکیب‌ها

trotskies theory

نظریه تروتسکی

trotskies revolution

انقلاب تروتسکی

trotskies ideas

ایده‌های تروتسکی

trotskies followers

پیروان تروتسکی

trotskies legacy

میراث تروتسکی

trotskies movement

جنبش تروتسکی

trotskies critique

انتقاد تروتسکی

trotskies writings

نوشته‌های تروتسکی

trotskies philosophy

فلسفه تروتسکی

trotskies analysis

تحلیل تروتسکی

جملات نمونه

many of the trotskies were involved in revolutionary activities.

بسیاری از تروتسکی‌ها در فعالیت‌های انقلابی دست داشتند.

trotskies often debate the principles of marxism.

تروتسکی‌ها اغلب درباره اصول مارکسیسم بحث می‌کنند.

the trotskies organized a meeting to discuss their strategies.

تروتسکی‌ها یک جلسه برای بحث در مورد استراتژی‌های خود برگزار کردند.

some trotskies believe in permanent revolution.

برخی از تروتسکی‌ها معتقدند که انقلاب دائمی وجود دارد.

historically, trotskies have faced significant opposition.

به طور تاریخی، تروتسکی‌ها با مخالفت جدی روبرو شده‌اند.

many trotskies criticize the policies of stalin.

بسیاری از تروتسکی‌ها سیاست‌های استالین را به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهند.

trotskies advocate for workers' rights and social justice.

تروتسکی‌ها از حقوق کارگران و عدالت اجتماعی حمایت می‌کنند.

the trotskies published a manifesto outlining their beliefs.

تروتسکی‌ها یک مانیفست منتشر کردند که اعتقادات آنها را شرح می‌داد.

in some countries, trotskies are still active in politics.

در برخی کشورها، تروتسکی‌ها هنوز هم در سیاست فعال هستند.

trotskies often gather to commemorate historical events.

تروتسکی‌ها اغلب برای بزرگداشت رویدادهای تاریخی گرد هم می‌آیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید