trouser

[ایالات متحده]/ˈtraʊzə/
[بریتانیا]/ˈtraʊzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شلوار; اشاره به یک زن که نقش مرد را بازی می‌کند
Word Forms
جمعtrousers

عبارات و ترکیب‌ها

trouser pocket

جیب شلوار

trouser leg

پای شلوار

trouser size

سایز شلوار

trouser belt

کمربند شلوار

trouser press

اتو شلوار

trouser suit

کت و شلوار

trouser fabric

پارچه شلوار

trouser style

مد شلوار

trouser fit

جنس شلوار

trouser button

دکمه شلوار

جملات نمونه

he bought a new pair of trousers for the interview.

او یک جفت شلوار جدید برای مصاحبه خرید.

these trousers are too tight for me.

این شلوارها برای من خیلی تنگ هستند.

she prefers wearing trousers instead of skirts.

او ترجیح می دهد به جای دامن شلوار بپوشد.

can you help me find my trousers?

می توانید به من کمک کنید شلوارهایم را پیدا کنم؟

his trousers were stained after the picnic.

شلوارهای او بعد از پیک نیک لکه دار شده بودند.

these trousers go well with that shirt.

این شلوارها با آن پیراهن خوب به نظر می رسند.

she folded her trousers neatly before packing.

او قبل از بستن شلوارهای خود را به طور مرتب تا کرد.

he likes to wear comfortable trousers at home.

او دوست دارد شلوارهای راحت در خانه بپوشد.

the trousers were on sale at the store.

این شلوارها با تخفیف در مغازه به فروش می رسیدند.

my trousers have a rip in the knee.

شلوارهای من در زانو پاره شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید