trueborn

[ایالات متحده]/ˈtruːbɔːn/
[بریتانیا]/ˈtruːbɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زاده شده از یک ازدواج قانونی؛ واقعی یا اصیل

عبارات و ترکیب‌ها

trueborn leader

رهبر زاده

trueborn heir

وارث زاده

trueborn warrior

جنگجو زاده

trueborn prince

شاهزاده زاده

trueborn daughter

دختر زاده

trueborn citizen

شهروند زاده

trueborn child

کودک زاده

trueborn noble

اشراف زاده

trueborn family

خاندان زاده

trueborn talent

استعداد زاده

جملات نمونه

he is a trueborn leader who inspires everyone around him.

او یک رهبر اصیل است که الهام بخش همه اطرافیانش است.

being a trueborn artist, she expresses herself through her paintings.

او که یک هنرمند اصیل است، خود را از طریق نقاشی هایش بیان می کند.

trueborn loyalty is hard to find in today's world.

وفاداری اصیل در دنیای امروز یافتن آن دشوار است.

he is a trueborn genius in mathematics.

او یک نابغه اصیل در ریاضیات است.

trueborn talent often shines through hard work.

استعداد اصیل اغلب از طریق تلاش سخت خود را نشان می دهد.

she is a trueborn diplomat, skilled in negotiation.

او یک دیپلمات اصیل است که در مذاکره مهارت دارد.

trueborn athletes have a natural ability to excel in sports.

ورزشکاران اصیل توانایی طبیعی برای برتری در ورزش دارند.

his trueborn passion for music is evident in every performance.

اشتیاق اصیل او به موسیقی در هر اجرا آشکار است.

as a trueborn adventurer, she seeks out new experiences.

او که یک ماجراجوی اصیل است، به دنبال تجربیات جدید می گردد.

trueborn wisdom comes from experience and reflection.

حکمت اصیل از تجربه و تفکر ناشی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید