trusters

[ایالات متحده]/[ˈtrʌstəz]/
[بریتانیا]/[ˈtrʌstərz]/

ترجمه

n. افرادی که به کسی یا چیزی اعتماد می‌کنند؛ شخصی که به او اعتماد می‌شود؛ یک دوست خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

trusters beware

مطمئن شوید

trusters unite

هم آهنگ شوید

جملات نمونه

the company needs to earn the trust of its customers.

شرکت نیاز دارد تا اعتماد مشتریان خود را کسب کند.

he's a natural leader, someone people trust implicitly.

او یک رهبر طبیعی است، کسی که مردم به طور صریح به او اعتماد می‌کنند.

we need to build trust with our international partners.

ما نیاز داریم تا اعتمادی با شرکای بین‌المللی خود برقرار کنیم.

the politician lost the trust of the voters after the scandal.

سیاستمدار پس از این پیچیدگی، اعتماد رای دهندگان را از دست داد.

it's important to be a person of trust in the workplace.

در محیط کار، مهم است که یک فرد قابل اعتماد باشید.

the team's success depends on the trust between its members.

موفقیت تیم به اعتماد بین اعضای آن بستگی دارد.

she's a trusted advisor to the ceo of the company.

او یک مشاور مورد اعتماد به مدیرعامل شرکت است.

the charity relies on the trust of its donors.

این خیریه به اعتماد دهندگان خود وابسته است.

gaining the trust of the community takes time and effort.

کسب اعتماد جامعه زمان و تلاش زیادی نیاز دارد.

the software developers prioritize user trust above all else.

توسعه دهندگان نرم افزار اعتماد کاربران را در اولویت خود قرار می‌دهند.

they are loyal trusters of the brand and its products.

آنها به برند و محصولات آن وفادارند و به آن اعتماد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید