tsarist

[ایالات متحده]/'zɑ:rist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به امپراتوری روسیه یا امپراتوران آن
n. یک حامی حکومت خودکامه

عبارات و ترکیب‌ها

tsarist regime

رژیم تزار

tsarist Russia

روسیه تزاری

anti-tsarist

ضد تزاری

tsarist rule

حاکمیت تزاری

tsarist government

دولت تزاری

جملات نمونه

these agreements were renounced after the fall of the Tsarist regime.

این توافقات پس از سقوط رژیم تزاری لغو شدند.

The main reason the Tsarist government retracted their ban was out of fear that receiving a Western European education would further radicalize women if they could not receive the education at home.

دلیل اصلی که دولت تزار ممنوعیت خود را برداشت این بود که از این می‌ترسیدند که دریافت آموزش اروپای غربی باعث رادیکال‌تر شدن زنان شود اگر نتوانند آموزش را در خانه دریافت کنند.

At the end of 19th century, tsarist Russia extended itstentacles to the Dalian Port to seek ice-free port and spoliate the economic interests innortheast China.

در پایان قرن نوزدهم، روسیه تزاری برای دستیابی به بندر یخ‌زدایی و غارت منافع اقتصادی در شمال شرقی چین، دست‌های خود را به بندر دالیان گسترش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید