tsars

[ایالات متحده]/zɑːz/
[بریتانیا]/zɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع تزار، اشاره به امپراتوران روسیه؛ حاکمان خودکامه

عبارات و ترکیب‌ها

russian tsars

تسارهای روسی

famous tsars

تسارهای مشهور

ancient tsars

تسارهای باستانی

tsars' rule

حاکمیت تزارها

tsars of russia

تزاران روسیه

tsars' empire

امپراتوری تزارها

tsars' legacy

میراث تزارها

tsars' palace

کاخ تزارها

tsars and peasants

تزاران و دهقانان

tsars' court

درگاه تزاران

جملات نمونه

the tsars ruled russia for centuries.

ظالمان روسیه را برای قرن‌ها حکومت کردند.

many tsars were known for their lavish lifestyles.

بسیاری از تزارهای روسیه به خاطر سبک زندگی پر زرق و برق خود شناخته می شدند.

the fall of the tsars marked the end of imperial russia.

سقوط تزارهای روسیه، پایان امپراطوری روسیه را نشان داد.

tsars often had absolute power over their subjects.

تزارها اغلب قدرت مطلق بر رعایای خود داشتند.

historically, tsars were seen as divine rulers.

در طول تاریخ، تزارهای روسیه به عنوان حاکمان الهی دیده می شدند.

many tsars commissioned grand palaces and monuments.

بسیاری از تزارهای روسیه، کاخ ها و بناهای بزرگ سفارش دادند.

tsars played a significant role in shaping russian history.

تزارها نقش مهمی در شکل دادن به تاریخ روسیه ایفا کردند.

the tsars faced numerous challenges during their reigns.

تزارها در طول حکومت خود با چالش های متعددی روبرو شدند.

revolutions led to the downfall of the tsars.

انقلاب ها منجر به سقوط تزارهای روسیه شد.

tsars often had elaborate coronation ceremonies.

تزارها اغلب آیین های تاجگذاری پر زرق و رقصی داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید