turbinate

[ایالات متحده]/ˈtɜː.bɪ.neɪt/
[بریتانیا]/ˈtɜr.bɪ.neɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حلزونی شکل; مربوط به کنکای بینی
n. صدف حلزونی; استخوان کنکای بینی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

turbinate bone

استخوان توربین

turbinate hypertrophy

بزرگ شدن توربین بینی

turbinate reduction

کاهش توربین بینی

turbinate surgery

جراحی توربین بینی

turbinate function

عملکرد توربین بینی

turbinate anatomy

آناتومی توربین بینی

turbinate inflammation

التهاب توربین بینی

turbinate swelling

تورم توربین بینی

turbinate assessment

ارزیابی توربین بینی

turbinate obstruction

انسداد توربین بینی

جملات نمونه

the turbinate bones help to warm and humidify the air we breathe.

استخوان‌های توربین به گرم کردن و مرطوب کردن هوایی که تنفس می‌کنیم کمک می‌کنند.

injury to the turbinate can lead to breathing difficulties.

آسیب به توربین می‌تواند منجر به مشکلات تنفسی شود.

the surgeon removed the enlarged turbinate to improve airflow.

جراح توربین بزرگ شده را برای بهبود جریان هوا برداشت.

allergies can cause inflammation of the turbinate tissues.

آلرژی‌ها می‌توانند باعث التهاب بافت توربین شوند.

doctors often examine the turbinate during a nasal check-up.

پزشکان اغلب توربین را در طول معاینه بینی بررسی می‌کنند.

chronic sinusitis may affect the turbinate's function.

سینوزیت مزمن ممکن است بر عملکرد توربین تأثیر بگذارد.

turbinates play a crucial role in our respiratory system.

توربین‌ها نقش مهمی در سیستم تنفسی ما ایفا می‌کنند.

excessive turbinate tissue can lead to nasal obstruction.

بافت توربین بیش از حد می‌تواند منجر به انسداد بینی شود.

he had surgery to correct a deviated turbinate.

او جراحی برای اصلاح توربین منحرف شده انجام داد.

the turbinate's structure is essential for filtering air.

ساختار توربین برای فیلتر کردن هوا ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید