turgor

[ایالات متحده]/ˈtɜːɡə/
[بریتانیا]/ˈtɜrɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تورم یا بزرگ شدن سلول‌ها یا بافت‌ها؛ بزرگ‌نمایی یا خودنمایی

عبارات و ترکیب‌ها

cell turgor

تنش سلولی

turgor pressure

فشار تورجور

turgor loss

کاهش تنش

turgor effect

اثر تنش

high turgor

تنش بالا

turgor maintenance

حفظ تنش

turgor state

وضعیت تنش

turgor balance

تعادل تنش

turgor regulation

تنظیم تنش

turgor measurement

اندازه گیری تنش

جملات نمونه

plant cells maintain turgor pressure to stay rigid.

سلول‌های گیاهی برای حفظ استحکام، فشار اسمزی را حفظ می‌کنند.

without sufficient water, turgor pressure decreases.

بدون آب کافی، فشار اسمزی کاهش می‌یابد.

turgor is essential for plant health and growth.

فشار اسمزی برای سلامت و رشد گیاهان ضروری است.

high turgor pressure helps leaves stay upright.

فشار اسمزی بالا به حفظ حالت عمودی برگ‌ها کمک می‌کند.

when turgor pressure is lost, plants wilt.

هنگامی که فشار اسمزی از دست می‌رود، گیاهان پژمرده می‌شوند.

researchers study turgor to improve crop yields.

محققان فشار اسمزی را برای بهبود عملکرد محصول مطالعه می‌کنند.

cell walls help maintain turgor in plants.

دیواره‌های سلولی به حفظ فشار اسمزی در گیاهان کمک می‌کنند.

turgor pressure is a key factor in cell growth.

فشار اسمزی یک عامل کلیدی در رشد سلول است.

during drought, turgor pressure can drop significantly.

در طول خشکسالی، فشار اسمزی می‌تواند به طور قابل توجهی کاهش یابد.

understanding turgor can help in agricultural practices.

درک فشار اسمزی می‌تواند به بهبود شیوه‌های کشاورزی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید