turnstile

[ایالات متحده]/'tɜːnstaɪl/
[بریتانیا]/'tɝnstaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دروازه چرخان در یک ورودی؛ مانع گردان.
Word Forms

جملات نمونه

to push the turnstile

برای باز کردن نوریل فشار دادن

The crowd passed through the turnstile to enter the stadium.

جمعیت از طریق تله دروازه‌ای برای ورود به استادیوم عبور کردند.

I swiped my card at the turnstile to access the subway.

من کارت خود را در تله دروازه‌ای برای دسترسی به مترو کشیدم.

The turnstile clicked as each person went through.

با عبور هر فرد، تله دروازه‌ای کلیک کرد.

The security guard monitored the turnstile to ensure only authorized personnel entered.

نگهبان امنیتی تله دروازه‌ای را برای اطمینان از ورود فقط پرسنل مجاز، نظارت کرد.

A broken turnstile caused a delay in the entrance process.

یک تله دروازه‌ای شکسته باعث تأخیر در فرآیند ورود شد.

The turnstile at the amusement park spun quickly to let visitors in.

تله دروازه‌ای در پارک تفریحی به سرعت چرخید تا بازدیدکنندگان وارد شوند.

She fumbled with her ticket at the turnstile, causing a line to form behind her.

او با بلیط خود در تله دروازه‌ای دست و پنجه نرم کرد و باعث شد صف پشت سرش شکل بگیرد.

The turnstile was designed to allow one person to pass through at a time.

تله دروازه‌ای به گونه‌ای طراحی شده بود که فقط یک نفر در هر زمان عبور کند.

The turnstile was stuck, preventing anyone from entering the building.

تله دروازه‌ای گیر کرده بود و از ورود هر کسی به ساختمان جلوگیری می‌کرد.

He forgot his pass and had to wait for someone to open the turnstile for him.

او کارت خود را فراموش کرد و مجبور شد منتظر بماند تا کسی برایش تله دروازه‌ای را باز کند.

نمونه‌های واقعی

She was standing right before entering the turnstile of the checkpoint, and here's what she said.

او درست قبل از ورود به دریچه ورودی ایستاده بود و این چیزی بود که گفت.

منبع: NPR News February 2023 Collection

If you don't have any money, you can just jump over the turnstile.

اگر پولی نداری، می توانی فقط از روی دریچه ورودی بپری.

منبع: Lucy’s Day in ESL

There were steel fences and turnstiles that people were pushed up against.

نرده های فولادی و دریچه های ورودی وجود داشت که مردم به آنها فشار داده می شدند.

منبع: NPR News April 2016 Collection

First, I walk three blocks to the subway station and swipe my monthly pass to get through the turnstile.

ابتدا، سه بلوک تا ایستگاه مترو می رسم و کارت ماهانه ام را برای عبور از دریچه ورودی اماده می کنم.

منبع: Lucy’s Day in ESL

One person goes through at a time, and you'll find turnstiles at subway stations, sometimes at train stations.

یک نفر به طور همزمان عبور می کند و شما می توانید دریچه های ورودی را در ایستگاه های مترو، گاهی اوقات در ایستگاه های قطار پیدا کنید.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Sator's built a turnstile in that vault.

ساتور یک دریچه ورودی را در آن خزانه ساخت.

منبع: Movies

So this is called a turnstile, so we're gonna go through that next.

بنابراین به این دریچه ورودی می گویند، بنابراین ما در مرحله بعد از آن عبور خواهیم کرد.

منبع: Learn English with Uncle Bob.

Turnstiles and checkpoints are a way of life.

دریچه های ورودی و ایستگاه های بازرسی بخشی از زندگی هستند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

Cats on the panels, cats at the turnstiles.

گربه ها روی پنل ها، گربه ها در دریچه های ورودی.

منبع: CNN 10 Student English Comprehensive Listening Collection September 2016

Here, take this card and walk through the turnstile.

اینجا، این کارت را بردار و از دریچه ورودی عبور کن.

منبع: 2013 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید