turtleneck

[ایالات متحده]/'tɜːt(ə)lnek/
[بریتانیا]/'tɝtlnɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژاکت یقه بلند، با یقه گرد چسبان.

جملات نمونه

I bought a new turtleneck yesterday.

من دیروز یک بلوز یقه آستین‌دار جدید خریدم.

She wore a cozy turtleneck sweater in the cold weather.

او یک بلوز یقه آستین‌دار دنج و گرم در هوای سرد پوشید.

He prefers to wear a turtleneck under his blazer for a more formal look.

او ترجیح می‌دهد یک بلوز یقه آستین‌دار زیر کت و شلوار بپوشد تا ظاهری رسمی‌تر داشته باشد.

The turtleneck top kept her warm during the winter months.

بلوز یقه آستین‌دار او را در طول ماه‌های زمستان گرم نگه داشت.

She accessorized her turtleneck with a statement necklace.

او بلوز یقه آستین‌دار خود را با یک گردنبند خاص تزئین کرد.

He pulled on a turtleneck before heading out for his morning run.

او قبل از بیرون رفتن برای دویدن صبحگاهی، یک بلوز یقه آستین‌دار پوشید.

The turtleneck dress was perfect for the office party.

لباس بلوز یقه آستین‌دار برای مهمانی اداری عالی بود.

She layered a turtleneck under her dress for extra warmth.

او برای گرمای بیشتر، یک بلوز یقه آستین‌دار زیر لباس خود پوشید.

He paired his turtleneck with a leather jacket for a stylish look.

او بلوز یقه آستین‌دار خود را با یک ژاکت چرمی برای داشتن ظاهری شیک، ست کرد.

The turtleneck was a staple in her fall wardrobe.

بلوز یقه آستین‌دار یک جزء ضروری در کمد لباس پاییزی او بود.

She folded the turtleneck collar down for a different style.

او یقه بلوز یقه آستین‌دار را به سمت پایین تا کرد تا ظاهری متفاوت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید