neck

[ایالات متحده]/nek/
[بریتانیا]/nɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت بدن بین سر و شانه‌ها؛ قسمتی از یک تکه لباس که دور گردن می‌چرخد
vi. [slang] بوسیدن و در آغوش گرفتن کسی با قرار دادن دست‌ها دور گردن او
vt. نازک‌تر یا باریک‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sore neck

گردن درد

stiff neck

گردن سفت

neck pain

درد گردن

neck muscle

عضلات گردن

swollen neck

گردن متورم

neck injury

آسیب گردن

neck stiffness

سفتی گردن

neck massage

ماساژ گردن

neck and neck

تن به تن

bottle neck

گردن بطری

neck down

تا گردن

neck and crop

گردن و محصول

by a neck

توسط گردن

welding neck

گردن جوشکاری

roll neck

گردن پف دار

neck ring

حلقه گردن

axle neck

گردن محور

welding neck flange

فلنج گردنه جوشی

shaft neck

گردن میل

جملات نمونه

racers neck-and-neck at the finish.

مسابقه‌دوها در خط پایان، در یک صف قرار دارند.

a neck of land; the neck of a flask.

حنجره زمین؛ گردن یک فلاسک.

tie a neck scarf.

یک روسری دور گردن ببند.

A short, squatty neck is faulty.

گردن کوتاه و چاق، معیوب است.

wring the neck of a chicken.

گردن یک مرغ را فشار دهید.

The hair on the dog's neck bristled.

موهای پشت گردن سگ، سیخ شد.

up to my neck in debt

تا گردن در بدهی.

The neck of my shirt is dirty.

گردن پیراهنم کثیف است.

the hair on the back of his neck bristled.

موهای پشت گردنش سیخ شد.

the veins in his neck bulged.

رگ‌های گردنش بیرون زده بود.

his bull neck and broad shoulders.

گردن گاو مانند و شانه‌های پهن او.

a decent high-necked dress.

یک لباس مناسب با یقه بلند.

a neck hold; an arm hold.

حمله گردنی؛ گرفتن بازو.

neck of lamb made an excellent stew.

گردن بره یک خوراک عالی را درست کرد.

نمونه‌های واقعی

Now, the classic triad of meningitis symptoms are headaches, fevers, and nuchal rigidity, or neck stiffness.

اکنون، مثلث کلاسیک علائم مننژیت شامل سردرد، تب و سفتی گردن است.

منبع: Osmosis - Nerve

Icy sea spray and rain crept down their necks and a chilly wind whipped their faces.

غبار و باران دریایی یخی روی گردن هایشان خزید و یک باد سرد گونه هایشان را نوازش کرد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

And no cuddling. - And no kissing your neck.

و هیچ نوازش و بوسیدن گردن.

منبع: Friends Season 9

Boy, it is neck and neck right now.

وای، الان خیلی نزدیک به هم هستند.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

She is wearing a string of beads round her neck.

او یک رشته مروارید دور گردنش انداخته است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

But the specimen has a broken neck.

اما نمونه یک گردن شکسته دارد.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2020 Collection

I stick my neck out for nobody.

من برای هیچ کس گردنم را در خطر نمی‌اندازم.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

With their carryon luggage and even neck pillows.

همراه با بار دستی و حتی بالش گردن.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Quickly we opened the neck of his shirt.

به سرعت سر آستین پیراهنش را باز کردیم.

منبع: The Hound of the Baskervilles

Can you bend your neck the other way?

آیا می توانید گردن خود را به سمت دیگر خم کنید؟

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید