tutted

[ایالات متحده]/tʌtɪd/
[بریتانیا]/tʌtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدایی از ناامیدی یا ناراحتی ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tutted in disapproval

با نارضایتی غرغر کرد

tutted at him

به او غرغر کرد

tutted with annoyance

با ناراحتی غرغر کرد

tutted softly

به آرامی غرغر کرد

tutted dismissively

با بی‌اعتنایی غرغر کرد

tutted at her

به او غرغر کرد

tutted in surprise

با تعجب غرغر کرد

tutted out loud

بلند غرغر کرد

tutted under breath

زیر لب غرغر کرد

tutted with disdain

با تحقیر غرغر کرد

جملات نمونه

she tutted disapprovingly at his messy room.

او با نارضایتی به اتاق نامرتبش نگاه کرد.

the teacher tutted when she saw the students talking during the lecture.

معلم وقتی دید که دانش آموزان در طول سخنرانی صحبت می کنند، آهی کشید.

he tutted in annoyance when the car cut him off.

او از دست اینکه ماشین از او سبقت گرفت، آهی کشید.

she tutted at the poor manners of the guests.

او به طرز نامناسب رفتار مهمانان نگاه کرد.

the mother tutted as her child made a mess.

مادر وقتی که فرزندش دست به آشفتگی کرد، آهی کشید.

he tutted softly, trying not to draw attention.

او به آرامی آهی کشید تا توجه کسی را جلب نکند.

she tutted at the sight of litter on the street.

او با دیدن زباله در خیابان آهی کشید.

the coach tutted when the player missed the goal.

مربی وقتی که بازیکن گل را از دست داد، آهی کشید.

he tutted as he read the negative review.

او در حالی که نظرات منفی را می خواند، آهی کشید.

she tutted in disbelief at the outrageous prices.

او با ناباوری به قیمت های سرسام آور نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید