| جمع | tuvans |
tuvan throat singing is a unique musical tradition.
خواندن صوتی تووان یک سنت موسیقی منحصر به فرد است.
the tuvan people have a rich cultural heritage.
مردم تووان دارای میراث فرهنگی غنیای هستند.
i studied the tuvan language during my linguistics program.
من در دوره زبانشناسیام زبان تووان را مطالعه کردم.
tuvan folk music features distinctive harmonic overtones.
موسیقی فولکلور تووان امواج هارمونیک متمایزی دارد.
the tuvan republic is located in southern siberia.
جمهوری تووان در جنوب سیبری قرار دارد.
she learned to perform tuvan throat singing techniques.
او یاد گرفت که فنهای خواندن صوتی تووان را اجرا کند.
tuvan shamanic rituals involve repetitive drumming.
آیینهای شامانی تووان شامل ضربات تکراری درمیخانه میشود.
the museum exhibited tuvan traditional costumes.
موزه لباسهای سنتی تووان را نمایش داد.
tuvan nomads traditionally herd reindeer and goats.
چریای گوسفند و گوزن به طور سنتی در میان چریای تووان انجام میشود.
researchers documented various tuvan musical styles.
پژوهشگران سبکهای موسیقی مختلف تووان را ثبت کردند.
tuvan throat singers can produce multiple pitches simultaneously.
خوانندگان صوتی تووان میتوانند چند نت را به طور همزمان تولید کنند.
traditional tuvan instruments include the morin khuur and jaw harp.
اوزان سنتی تووان شامل مورین خور و گردنتار میشود.
tuvan throat singing has gained international recognition.
خواندن صوتی تووان به طور بینالمللی شناخته شده است.
tuvan throat singing is a unique musical tradition.
خواندن صوتی تووان یک سنت موسیقی منحصر به فرد است.
the tuvan people have a rich cultural heritage.
مردم تووان دارای میراث فرهنگی غنیای هستند.
i studied the tuvan language during my linguistics program.
من در دوره زبانشناسیام زبان تووان را مطالعه کردم.
tuvan folk music features distinctive harmonic overtones.
موسیقی فولکلور تووان امواج هارمونیک متمایزی دارد.
the tuvan republic is located in southern siberia.
جمهوری تووان در جنوب سیبری قرار دارد.
she learned to perform tuvan throat singing techniques.
او یاد گرفت که فنهای خواندن صوتی تووان را اجرا کند.
tuvan shamanic rituals involve repetitive drumming.
آیینهای شامانی تووان شامل ضربات تکراری درمیخانه میشود.
the museum exhibited tuvan traditional costumes.
موزه لباسهای سنتی تووان را نمایش داد.
tuvan nomads traditionally herd reindeer and goats.
چریای گوسفند و گوزن به طور سنتی در میان چریای تووان انجام میشود.
researchers documented various tuvan musical styles.
پژوهشگران سبکهای موسیقی مختلف تووان را ثبت کردند.
tuvan throat singers can produce multiple pitches simultaneously.
خوانندگان صوتی تووان میتوانند چند نت را به طور همزمان تولید کنند.
traditional tuvan instruments include the morin khuur and jaw harp.
اوزان سنتی تووان شامل مورین خور و گردنتار میشود.
tuvan throat singing has gained international recognition.
خواندن صوتی تووان به طور بینالمللی شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید