twi

[ایالات متحده]/twiː/
[بریتانیا]/twi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبانی از مردم آکان که عمدتاً در غنا صحبت می‌شود.
abbr. آموزش در درون صنعت

عبارات و ترکیب‌ها

twilight zone

منطقه گرگ و میش

twin peaks

قله‌های دوقلو

twinkle star

ستاره چشمک‌زن

twist tie

سیم بسته‌بندی

twin cities

شهر های دوقلو

twilight hour

ساعاتی غروب

twirl dance

رقص چرخشی

twisted fate

سرنوشت پیچیده

twin brothers

برادرهای دوقلو

twilight sky

آسمان نیمه‌شب

جملات نمونه

she felt a twi of excitement before the concert.

او قبل از کنسرت احساس یک لحظه هیجان کرد.

he has a twi of doubt about the plan.

او در مورد طرح کمی تردید دارد.

there was a twi of sadness in her voice.

در صدای او ردی از غم وجود داشت.

the twi of nostalgia hit him as he looked at the old photos.

وقتی عکس های قدیمی را دید، حس نوستالژی به او دست داد.

with a twi of humor, he told the story.

با حالتی طنزآمیز، داستان را تعریف کرد.

she added a twi of spice to the dish.

او کمی ادویه به غذا اضافه کرد.

he felt a twi of regret after missing the opportunity.

بعد از دست دادن فرصت، احساس پشیمانی کرد.

there was a twi of tension in the room.

در اتاق فضایی از تنش وجود داشت.

she spoke with a twi of confidence.

او با اعتماد به نفس صحبت کرد.

the painting has a twi of mystery to it.

تابلو تصویری مرموز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید