twittering over office gossip.
غیبت کردن در مورد شایعات اداری
he twittered on about buying a new workshop.
او در مورد خرید یک کارگاه جدید صحبت کرد.
We were all of a twitter on the wedding day.
ما همه در روز عروسی خیلی هیجانزده بودیم.
This charmless message prompted an angry underling to set up a fake Twitter account in Soden's name with tweets that say “I love my life” and “Analyst slacking again.
این پیام بیروح باعث شد یک زیردستی عصبانی یک حساب کاربری جعلی توییتر به نام سودن با توییتهایی که میگویند «من عاشق زندگیام هستم» و «تحلیلگر دوباره بیکار است» راه اندازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید