tympan

[ایالات متحده]/ˈtɪmpən/
[بریتانیا]/ˈtɪmpən/

ترجمه

n. طبل یا غشاء؛ پدینگ؛ غشاء تمپان
Word Forms
جمعtympans

عبارات و ترکیب‌ها

tympan membrane

غشای طبل

tympan cavity

فضای طبل

tympanoplasty surgery

جراحی تیمپانوپلاستی

tympanometric measurement

اندازه‌گیری تیمپانومتری

tympanometric testing

تست تیمپانومتری

tympanitis condition

وضعیت تیمپانیت

tympanometry procedure

روش تیمپانومتری

tympanoplasty technique

تکنیک تیمپانوپلاستی

tympanometric analysis

تجزیه و تحلیل تیمپانومتری

tympanometer device

دستگاه تیمپانومتر

جملات نمونه

he studied the structure of the tympan in detail.

او ساختار طبلچه گوش را به طور مفصل مطالعه کرد.

the tympan is crucial for sound transmission in the ear.

طبلچه گوش برای انتقال صدا در گوش بسیار مهم است.

she felt a sharp pain in her tympan after the concert.

او بعد از کنسرت، درد شدیدی در طبلچه گوش خود احساس کرد.

the tympan is often affected by infections.

طبلچه گوش اغلب تحت تأثیر عفونت ها قرار می گیرد.

doctors examined her tympan for any signs of damage.

پزشکان طبلچه گوش او را برای بررسی علائم آسیب بررسی کردند.

he had a tympanoplasty to repair his eardrum.

او برای ترمیم پرده گوش خود، تیمپانوپلاستی انجام داد.

understanding tympan anatomy is important for audiologists.

درک آناتومی طبلچه گوش برای شنوایی سنجان مهم است.

the tympan vibrates in response to sound waves.

طبلچه گوش در پاسخ به امواج صوتی ارتعاش می کند.

he learned about the tympan's role in hearing.

او در مورد نقش طبلچه گوش در شنوایی اطلاعاتی کسب کرد.

injuries to the tympan can lead to hearing loss.

آسیب به طبلچه گوش می تواند منجر به از دست دادن شنوایی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید