typewriter

[ایالات متحده]/ˈtaɪpraɪtə(r)/
[بریتانیا]/ˈtaɪpraɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای نوشتن با کاراکترهایی مشابه چاپ از طریق یک صفحه کلید با نوع‌هایی که بر روی یک نوار ضربه زده می‌شوند تا جوهر را به کاغذ منتقل کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

electric typewriter

تایپ‌ماشین برقی

typewriter ribbon

روبان ماشین تحریر

جملات نمونه

jammed the typewriter keys.

کلیدهای ماشین تحریر را مسدود کرد.

a typewriter keyboard that had jammed.

صفحه کلید ماشین تحریری که گیر کرده بود.

The typewriter jumped a space.

ماشین تحریر یک فاصله را پرش کرد.

a portable typewriter; a portable generator.

یک ماشین تحریر قابل حمل؛ یک ژنراتور قابل حمل

Damn this useless typewriter!

خراب شود این ماشین تحریر بی‌مصرف!

my dad's electric typewriter was a prehistoric machine.

تایپ‌ماشین برقی پدرم یک ماشین ماقبل تاریخی بود.

This typewriter jumps and needs repairing.

این ماشین تحریر می‌پرد و نیاز به تعمیر دارد.

Typewriter ribbons may be all black or black and red.

روبان‌های ماشین تحریر ممکن است همگی سیاه یا سیاه و قرمز باشند.

A COBOL mnemonic name associated with the console typewriter.

یک نام mnemonic COBOL مرتبط با ماشین تحریر کنسول.

an old typewriter on which she pounded out her poems.

یک ماشین تحریر قدیمی که او اشعار خود را با شدت روی آن می‌نوشت.

Before the 1970s the slide rule, or slipstick, was as common as the typewriter or the mimeograph machine.

قبل از دهه 1970، کولیس یا اسلیپ‌استیک به اندازه ماشین تحریر یا دستگاه کپی‌برداری رایج بود.

The office has switched from typewriters to word processors.

دفتر از ماشین تحریر به پردازشگرهای واژه‌ای تغییر کرده است.

I wish that she would not hit the keys of the typewriter so hard.

امیدوارم او کلیدهای ماشین تحریر را آنقدر محکم نزند.

In most offices, the typewriter has now been supplanted by the computer.

در اکثر دفاتر، ماشین تحریر اکنون با کامپیوتر جایگزین شده است.

Of equipment; without a motor and intended for hand operation (“a manual keypunch”; “a manual typewriter”).

تجهیزات؛ بدون موتور و برای عملکرد دستی («یک دستگاه کلیدگذاری دستی؛ «یک ماشین تحریر دستی»).

Another describes a typewriter with a low-velocity typebar that eliminates noise.

یکی دیگر توصیف می‌کند یک ماشین تحریر با میله تایپ با سرعت کم که سر و صدا را از بین می‌برد.

A typewriter is also appealing in its transparency — whack a key, and watch the typebar smack a letter onto a piece of paper.

یک ماشین تحریر نیز به دلیل شفافیتش جذاب است - یک کلید را فشار دهید و تماشا کنید که میله تایپ یک حرف را روی یک تکه کاغذ می‌کوبد.

نمونه‌های واقعی

So, to have a typewriter was no big deal.

داشتن یک ماشین تحریر آنقدرها هم مهم نبود.

منبع: VOA Standard English_Americas

People used to use a special typewriter called a Brailler to write.

افراد از یک ماشین تحریر خاص به نام برایلر برای نوشتن استفاده می کردند.

منبع: Festival Comprehensive Record

Something specific like a typewriter? Like a typewriter, yes, yes.

یک چیز خاص مثل یک ماشین تحریر؟ مثل یک ماشین تحریر، بله، بله.

منبع: PBS Interview Education Series

I've given up using the typewriter.

من استفاده از ماشین تحریر را رها کرده ام.

منبع: Flowers for Algernon

Why shouldn't Gwen have a typewriter, if she wants one? -Mind your own business.

چرا گوئن اگر خواست یک ماشین تحریر داشته باشد نباید داشته باشد؟ -به خودتان مربوط است.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

As computers become ever more prevalent, so the typewriter has become less and less visible.

با فراگیر شدن روزافزون رایانه ها، ماشین تحریر کمتر و کمتر قابل مشاهده شده است.

منبع: BBC Listening Compilation February 2017

Suddenly, they were in the typewriter business.

ناگهان آنها وارد تجارت ماشین تحریر شدند.

منبع: Popular Science Essays

Think wistfully of the days when journalism involved a typewriter, carbon paper and the telephone directory.

با حسرت به روزهایی فکر کنید که روزنامه‌نگاری شامل ماشین تحریر، کاغذ کربنی و دفترچه تلفن بود.

منبع: The Economist (Summary)

A portable typewriter can be easily moved from place to place.

یک ماشین تحریر قابل حمل را می توان به راحتی از مکانی به مکان دیگر منتقل کرد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Look at these old typewriter ads. Or these early typists.

به این تبلیغات قدیمی ماشین تحریر نگاه کنید. یا این تایپیست های اولیه.

منبع: Popular Science Essays

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید