typewritten

[ایالات متحده]/'taɪpraɪt,rɪtən/
[بریتانیا]/'taɪp,rɪtən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تولید شده توسط ماشین تحریر یا کامپیوتر.

جملات نمونه

All copy must be typewritten and sent to the editor by Friday morning.

تمام متن باید تایپ شده باشد و تا صبح جمعه به سردبیر ارسال شود.

We received a typewritten letter with a note added by hand.

ما یک نامه تایپ شده با یادداشتی که به صورت دستی اضافه شده بود دریافت کردیم.

The report was typewritten for accuracy.

گزارش به دلیل دقت تایپ شده بود.

She submitted a typewritten manuscript to the publisher.

او یک دست‌نویس تایپ شده به ناشر ارائه داد.

The typewritten letter was neatly formatted.

نامه تایپ شده به طور مرتب قالب‌بندی شده بود.

He typed up a typewritten copy of the document.

او یک نسخه تایپ شده از سند را تایپ کرد.

The typewritten notes were easy to read.

یادداشت‌های تایپ شده به راحتی قابل خواندن بودند.

The typewritten contract needed to be signed.

قرارداد تایپ شده نیاز به امضا داشت.

She received a typewritten invitation to the event.

او یک دعوت‌نامه تایپ شده برای رویداد دریافت کرد.

The typewritten resume looked professional.

رزومه تایپ شده حرفه‌ای به نظر می‌رسید.

The typewritten document was printed on quality paper.

سند تایپ شده روی کاغذ با کیفیت چاپ شده بود.

He handed in a typewritten essay for the assignment.

او یک مقاله تایپ شده برای تکلیف ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید