tyro

[ایالات متحده]/ˈtaɪrəʊ/
[بریتانیا]/ˈtaɪroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبتدی; تازه‌کار; نوآموز

جملات نمونه

a tyro in the art of writing poetry

یک مبتدی در هنر نوشتن شعر

a tyro in the art of writing poetry. professional

یک تازه‌کار در هنر نوشتن شعر. حرفه‌ای

Only the ineducable tyro can fail to sense the presence or absence of wolves, or the fact that mountains have a secret opinion about them.

فقط یک تازه‌کار غیرقابل آموزش است که نمی‌تواند حضور یا عدم حضور گرگ‌ها را حس کند، یا این واقعیت را که کوه‌ها در مورد آنها نظر مخفی دارند.

She is a tyro in the field of photography.

او یک تازه‌کار در زمینه عکاسی است.

The tyro musician played the piano with enthusiasm.

موسیقی‌دان تازه‌کار پیانو را با اشتیاق می‌نواخت.

As a tyro chef, he is still learning the basics of cooking.

همانطور که یک سرآشپز تازه‌کار است، هنوز در حال یادگیری اصول اولیه آشپزی است.

The tyro writer published her first novel last year.

نویسنده تازه‌کار سال گذشته اولین رمان خود را منتشر کرد.

The tyro programmer is eager to improve his coding skills.

برنامه‌نویس تازه‌کار مشتاق است تا مهارت‌های کدنویسی خود را بهبود بخشد.

The tyro designer created a beautiful logo for the company.

طراح تازه‌کار لوگوی زیبا برای شرکت ایجاد کرد.

Despite being a tyro, she showed great potential in the field of marketing.

با وجود اینکه یک تازه‌کار بود، پتانسیل زیادی در زمینه بازاریابی نشان داد.

The tyro athlete trained hard to compete in the upcoming tournament.

ورزشکار تازه‌کار برای رقابت در مسابقات آتی سخت تمرین کرد.

He started as a tyro in the company but quickly rose through the ranks.

او به عنوان یک تازه‌کار در شرکت شروع کرد اما به سرعت در سلسله مراتب ارتقا یافت.

The tyro actor impressed the audience with his natural talent.

بازیگر تازه‌کار با استعداد طبیعی خود مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

نمونه‌های واقعی

His most obvious mistake was to start conducting without asking the singers how they would like to be directed, though they had the expertise and he was a complete tyro.

بزرگترین اشتباه او این بود که بدون پرسیدن از خوانندگان در مورد نحوه هدایتشان شروع به رهبری کرد، اگرچه آنها تخصص داشتند و او یک تازه‌کار کامل بود.

منبع: The Economist (Summary)

From distant bars, town squares and time-zones, millions of strangers gawk in unison at a wondrous overhead kick, or the wing-footed tyro who dribbles his name into history.

از بارها، میدان‌های شهر و مناطق زمانی دور، میلیون‌ها غریبه در یک اتحاد شگفت‌انگیز به یک ضربه سر فوق‌العاده نگاه می‌کنند یا یک تازه‌کار با بال‌های باز که نام خود را در تاریخ ثبت می‌کند.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید