udders

[ایالات متحده]/ˈʌdəz/
[بریتانیا]/ˈʌdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) غدد پستانی گاوها، گوسفندها و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

milk from udders

شیر از دوش‌ها

udders of cows

دوش‌های گاو

check udders

بررسی دوش‌ها

clean udders

تمیز کردن دوش‌ها

healthy udders

دوش‌های سالم

udders in cows

دوش‌ها در گاوها

inspect udders

بازرسی دوش‌ها

full udders

دوش‌های پر

udders and teats

دوش‌ها و نوک پستان

udder health

سلامتی دوش

جملات نمونه

the farmer milked the udders of the cows every morning.

کشاورز هر روز صبح، محصولات گاوها را شیر می‌کرد.

the veterinarian examined the udders for any signs of infection.

پزشک دامپزشکی محصولات را برای هرگونه علائم عفونت بررسی کرد.

healthy udders are essential for dairy production.

محصولات سالم برای تولید شیر ضروری هستند.

she noticed that the udders were swollen and needed attention.

او متوجه شد که محصولات متورم هستند و نیاز به توجه دارند.

proper care of udders can prevent many health issues in cows.

مراقبت مناسب از محصولات می‌تواند از بسیاری از مشکلات سلامتی در گاوها جلوگیری کند.

the udders of some breeds are more prone to infections.

محصولات برخی از نژادها بیشتر مستعد عفونت هستند.

farmers often use special creams to soothe the udders after milking.

کشاورزان اغلب از کرم‌های خاص برای تسکین محصولات پس از شیر دادن استفاده می‌کنند.

during the winter, it's important to keep the udders warm and dry.

در طول زمستان، حفظ گرما و خشکی محصولات مهم است.

she learned how to properly clean the udders before milking.

او یاد گرفت که چگونه قبل از شیر دادن محصولات را به درستی تمیز کند.

the udders should be inspected regularly for any abnormalities.

محصولات باید به طور منظم برای هرگونه ناهنجاری بررسی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید