uglifying

[ایالات متحده]/ˈʌɡlɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʌɡləˌfaɪɪŋ/

ترجمه

v. عمل زشت کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

uglifying beauty

زیبای زشت کننده

uglifying effects

اثرات زشت کننده

uglifying design

طراحی زشت کننده

uglifying trends

روندهای زشت کننده

uglifying changes

تغییرات زشت کننده

uglifying features

ویژگی های زشت کننده

uglifying practices

روش های زشت کننده

uglifying influences

تاثیرات زشت کننده

uglifying moments

لحظات زشت کننده

uglifying perceptions

درک های زشت کننده

جملات نمونه

her harsh words were uglifying the beautiful moment.

صحبت‌های تند او، لحظه زیبای آن را زشت می‌کرد.

the graffiti was uglifying the once vibrant neighborhood.

نوشته‌های گرافیتی، محله‌ای که زمانی پر جنب و جوش بود را زشت می‌کرد.

he felt that the new policy was uglifying the city’s landscape.

او احساس می‌کرد که سیاست جدید، چشم‌انداز شهر را زشت می‌کند.

uglifying the natural beauty of the park is a serious concern.

زشت کردن زیبایی طبیعی پارک یک نگرانی جدی است.

they are worried that industrial development will be uglifying the countryside.

آنها نگران هستند که توسعه صنعتی، فضای روستایی را زشت کند.

her negative attitude was uglifying the team spirit.

نگاه منفی او، روحیه تیمی را زشت می‌کرد.

uglifying the art piece will diminish its value.

زشت کردن اثر هنری، ارزش آن را کاهش می‌دهد.

some believe that pollution is uglifying our oceans.

برخی معتقدند که آلودگی، اقیانوس‌های ما را زشت می‌کند.

uglifying the environment can lead to serious ecological consequences.

زشت کردن محیط زیست می‌تواند منجر به عواقب اکولوژیکی جدی شود.

his comments were uglifying the debate instead of enriching it.

نظرات او به جای غنی کردن بحث، آن را زشت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید