uigur

[ایالات متحده]/'uːɪɡə/
[بریتانیا]/'wiːɡər/

ترجمه

n. عضو گروه قومی اویغور؛ زبان اویغور؛ شخص اویغور
adj. مربوط به اویغورها؛ ویژگی اویغورها

عبارات و ترکیب‌ها

uigur culture

فرهنگ uygur

uigur language

زبان uygur

uigur food

غذاهای uygur

uigur music

موسیقی uygur

uigur dance

رقص uygur

uigur history

تاریخ uygur

uigur identity

هویت uygur

uigur community

جامعه uygur

uigur traditions

آد و رسوم uygur

uigur arts

هنرهای uygur

جملات نمونه

the uigur culture is rich in traditions.

فرهنگ اویغور غني از سنت‌ها است.

many uigur people are skilled in weaving.

بسياري از مردم ويغور در بافتن مهارت دارند.

the uigur language has unique characteristics.

زبان ويغور ويژگي‌هاي منحصر به فردي دارد.

uigur cuisine is known for its flavors.

آشپزی ویغور به خاطر طعم‌هایش شناخته شده است.

we visited a uigur festival last summer.

ما تابستان گذشته از یک جشنواره ویغور بازدید کردیم.

uigur music often features traditional instruments.

موسیقی ویغور اغلب دارای سازهای سنتی است.

the uigur population is diverse and vibrant.

جمعیت ویغور متنوع و پر جنب و جوش است.

learning about uigur history is fascinating.

آشنایی با تاریخ ویغور جالب است.

uigur art reflects the region's heritage.

هنر ویغور بازتابی از میراث منطقه است.

many tourists are interested in uigur culture.

بسياري از گردشگران به فرهنگ ويغور علاقه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید