umber color
رنگ قهوهای تیره
raw umber
اومبر خام
The artist used umber tones in his painting.
هنرمند از رنگهای قهوهای مایل به نارنجی در نقاشی خود استفاده کرد.
The umber soil was perfect for planting crops.
خاک قهوهای مایل به نارنجی برای کاشت محصولات بسیار مناسب بود.
She wore an umber scarf to match her outfit.
او یک روسری قهوهای مایل به نارنجی به تن کرد تا با لباسش مطابقت داشته باشد.
The umber leather couch added a touch of elegance to the room.
مبل چرمی قهوهای مایل به نارنجی، ظاهری شیک به اتاق بخشید.
The umber horse galloped across the field.
اسب قهوهای مایل به نارنجی در سراسر مزرعه تاخت.
The ancient manuscript was written in umber ink.
نسخه خطی باستانی با جوهر قهوهای مایل به نارنجی نوشته شده بود.
The umber sky signaled an approaching storm.
آسمان قهوهای مایل به نارنجی نشاندهنده قریبالوقوع بودن طوفان بود.
The umber eyes of the wolf gleamed in the moonlight.
چشمان قهوهای مایل به نارنجی گرگ در نور ماه میدرخشید.
The painter mixed umber with other colors to create a unique shade.
نقاش برای ایجاد یک سایه منحصر به فرد، قهوهای مایل به نارنجی را با رنگهای دیگر مخلوط کرد.
The umber wood of the antique dresser had a rich, warm hue.
چوب قهوهای مایل به نارنجی دکوراسیون قدیمی، رنگی غنی و گرم داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید