umbra

[ایالات متحده]/ˈʌmbrə/
[بریتانیا]/ˈʌmbrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه داخلی کاملاً سایه‌دار یک سایه؛ سایه‌ای که توسط زمین یا ماه در طول خورشیدگرفتگی ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

umbra zone

منطقه سایه

umbra effect

اثر سایه

umbra region

منطقه سایه

umbra light

نور سایه

umbra shadow

سایه‌های تاریک

umbra eclipse

خاله‌ محو

umbra path

مسیر سایه

umbra phenomenon

پدیده‌ی سایه

umbra coverage

پوشش سایه

umbra depth

عمق سایه

جملات نمونه

the umbra of the moon creates a beautiful shadow during a solar eclipse.

سایه تاریک ماه در هنگام خورشید گرفتگی، سایه‌ای زیبا ایجاد می‌کند.

in art, the umbra can be used to create depth and contrast.

در هنر، از امبرا می‌توان برای ایجاد عمق و کنتراست استفاده کرد.

the umbra of a tree provides a cool place to rest on a hot day.

سایه درخت، مکانی خنک برای استراحت در یک روز گرم فراهم می‌کند.

during the eclipse, the umbra moved across the landscape.

در طول خورشید گرفتگی، امبرا در سراسر منظره حرکت کرد.

the umbra is the darkest part of a shadow.

امبرا تاریک‌ترین قسمت سایه است.

photographers often seek the umbra to enhance their images.

عکاسان اغلب به دنبال امبرا برای بهبود تصاویر خود هستند.

understanding the umbra is essential for studying eclipses.

درک امبرا برای مطالعه خورشید گرفتگی ضروری است.

the umbra of a planet can be observed during its transit.

امبرا سیاره را می‌توان در هنگام عبور آن مشاهده کرد.

artists use umbra to depict shadows realistically.

هنرمندان از امبرا برای به تصویر کشیدن سایه‌ها به طور واقع‌گرایانه استفاده می‌کنند.

the umbra of the earth can be seen during a lunar eclipse.

امبرا زمین را می‌توان در هنگام ماه گرفتگی مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید