uncaffeinated beverage
نوشیدنی بدون کافئین
staying uncaffeinated
حفظ حالت بدون کافئین
uncaffeinated tea
چای بدون کافئین
completely uncaffeinated
کاملاً بدون کافئین
uncaffeinated coffee
قهوه بدون کافئین
be uncaffeinated
بدون کافئین باشید
uncaffeinated options
گزینههای بدون کافئین
choosing uncaffeinated
انتخاب گزینههای بدون کافئین
uncaffeinated version
نسخه بدون کافئین
it's uncaffeinated
بدون کافئین است
i prefer uncaffeinated tea in the afternoon.
من چای بدون کافئین در بعد از ظهر را ترجیح میدهم.
she drank an uncaffeinated smoothie for breakfast.
او اسموتی بدون کافئین برای صبحانه نوشید.
the store sells a variety of uncaffeinated coffee alternatives.
فروشگاه انواع جایگزینهای بدون کافئین قهوه را میفروشد.
he switched to uncaffeinated soda to reduce his intake.
او برای کاهش مصرفش به نوشابه بدون کافئین تغییر داد.
the baby's formula is specifically uncaffeinated.
شیرخشک نوزاد به طور خاص بدون کافئین است.
we ordered uncaffeinated hot chocolate for the children.
ما شکلات داغ بدون کافئین برای کودکان سفارش دادیم.
she enjoys an uncaffeinated herbal infusion before bed.
او از یک دمنوع گیاهی بدون کافئین قبل از خواب لذت میبرد.
the bakery offers uncaffeinated pastries and desserts.
نانسازه شیرینیها و دسرهای بدون کافئین ارائه میدهد.
he chose an uncaffeinated energy bar for a healthy snack.
او یک میله انرژی بدون کافئین را به عنوان یک میانوعده سالم انتخاب کرد.
the restaurant provides uncaffeinated options for sensitive customers.
رستوران گزینههای بدون کافئین را برای مشتریان حساس فراهم میکند.
she made a large batch of uncaffeinated apple cider.
او مقدار زیادی سایدری سیب بدون کافئین درست کرد.
uncaffeinated beverage
نوشیدنی بدون کافئین
staying uncaffeinated
حفظ حالت بدون کافئین
uncaffeinated tea
چای بدون کافئین
completely uncaffeinated
کاملاً بدون کافئین
uncaffeinated coffee
قهوه بدون کافئین
be uncaffeinated
بدون کافئین باشید
uncaffeinated options
گزینههای بدون کافئین
choosing uncaffeinated
انتخاب گزینههای بدون کافئین
uncaffeinated version
نسخه بدون کافئین
it's uncaffeinated
بدون کافئین است
i prefer uncaffeinated tea in the afternoon.
من چای بدون کافئین در بعد از ظهر را ترجیح میدهم.
she drank an uncaffeinated smoothie for breakfast.
او اسموتی بدون کافئین برای صبحانه نوشید.
the store sells a variety of uncaffeinated coffee alternatives.
فروشگاه انواع جایگزینهای بدون کافئین قهوه را میفروشد.
he switched to uncaffeinated soda to reduce his intake.
او برای کاهش مصرفش به نوشابه بدون کافئین تغییر داد.
the baby's formula is specifically uncaffeinated.
شیرخشک نوزاد به طور خاص بدون کافئین است.
we ordered uncaffeinated hot chocolate for the children.
ما شکلات داغ بدون کافئین برای کودکان سفارش دادیم.
she enjoys an uncaffeinated herbal infusion before bed.
او از یک دمنوع گیاهی بدون کافئین قبل از خواب لذت میبرد.
the bakery offers uncaffeinated pastries and desserts.
نانسازه شیرینیها و دسرهای بدون کافئین ارائه میدهد.
he chose an uncaffeinated energy bar for a healthy snack.
او یک میله انرژی بدون کافئین را به عنوان یک میانوعده سالم انتخاب کرد.
the restaurant provides uncaffeinated options for sensitive customers.
رستوران گزینههای بدون کافئین را برای مشتریان حساس فراهم میکند.
she made a large batch of uncaffeinated apple cider.
او مقدار زیادی سایدری سیب بدون کافئین درست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید