underbaked cookies
کیکهای خامپخته
underbaked bread
نان خامپخته
underbaked cake
کیک خامپخته
underbaked pizza
پیتزای خامپخته
underbaked pastry
شیرینی خامپخته
underbaked muffins
مافین خامپخته
underbaked brownies
براونی خامپخته
underbaked dough
خمیر خامپخته
underbaked tart
تارت خامپخته
underbaked pie
پای خامپخته
the cake was underbaked, leaving the center gooey.
کیک به اندازه کافی پخته نشده بود و مرکز آن حالت چسبناکی داشت.
she realized the bread was underbaked when it collapsed.
او متوجه شد که نان به اندازه کافی پخته نشده است، وقتی که فرو ریخت.
underbaked cookies can be a real treat for some.
کیکهای نیمپز میتوانند برای برخی افراد یک خوراکی واقعی باشند.
he prefers his pizza slightly underbaked for a chewy crust.
او ترجیح میدهد پیتزایش کمی نیمپز باشد تا خمیر آن حالت جویدنی داشته باشد.
the chef warned us that the pie was underbaked.
سرآشپز به ما هشدار داد که پای به اندازه کافی پخته نشده است.
underbaked pastries can lead to food safety issues.
شیرینیهای نیمپز میتوانند منجر به مشکلات ایمنی غذا شوند.
she had to put the underbaked muffins back in the oven.
او مجبور شد مافینهای نیمپز را دوباره در فر قرار دهد.
many people enjoy the texture of underbaked brownies.
بسیاری از مردم از بافت براونیهای نیمپز لذت میبرند.
the recipe warned against serving underbaked items.
دستورالعمل هشدار میداد که از سرو کردن غذاهای نیمپز خودداری کنید.
she quickly realized the cookies were underbaked and adjusted the time.
او به سرعت متوجه شد که کوکیها به اندازه کافی پخته نشدهاند و زمان را تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید