uncooked meat
گوشت خام
uncooked pasta
غلات خامی
Ramstam: Reduced meats food, but may eat the fish, and eats uncooked as far as possible;
رام استم: غذاهای گوشت کمچرب، اما ممکن است ماهی بخورد و تا حد امکان به صورت نپخته غذا میخورد;
The molds having saccharifying enzyme capable of dehydrolyzing uncooked starch are Aspergillus niger, Aspergillus awamori,Rhizopus and endomycopsis fibuligera etc.
قارچهایی که آنزیمهای قندیساز دارند و قادر به دهیدروهیدراز کردن نشاسته نپخته هستند، عبارتند از آسپرژیلوس نیجر، آسپرژیلوس آواموری، ریزپس و اندومیکپسیس فیبولigera و غیره.
The factors influencing uncooked materials fermentation including the ratio of materials to water, initial pH value, and the use level of zymin and dry yeast etc.
عواملی که بر تخمیر مواد نپخته تأثیر میگذارند، از جمله نسبت مواد به آب، مقدار اولیه pH و سطح استفاده از زیمین و مخمر خشک و غیره.
I prefer uncooked vegetables in my salad.
من ترجیح میدهم سبزیجات نپخته در سالاد خود داشته باشم.
It is not safe to eat uncooked meat.
خوردن گوشت نپخته بیخطر نیست.
She enjoys uncooked sushi the most.
او بیشتر از همه سوشی نپخته را دوست دارد.
Uncooked rice needs to be washed before cooking.
برنج نپخته باید قبل از پخت شسته شود.
He accidentally ate uncooked pasta.
او به طور تصادفی پاستای نپخته خورد.
Uncooked eggs should be handled carefully.
باید با احتیاط با تخم مرغ نپخته رفتار کرد.
The recipe calls for uncooked shrimp.
دستور العمل نیاز به میگوی نپخته دارد.
She bought uncooked chicken breasts for dinner.
او سینه مرغ نپخته برای شام خرید.
Uncooked dough is not suitable for consumption.
خمیر نپخته برای مصرف مناسب نیست.
The uncooked fish fillet was seasoned and grilled.
فیله ماهی نپخته مزهدار و گریل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید