underbrush

[ایالات متحده]/'ʌndəbrʌʃ/
[بریتانیا]/'ʌndɚbrʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زیر بوته

عبارات و ترکیب‌ها

lush underbrush

نیمه‌گود زیرشاخه‌ها

جملات نمونه

The hikers carefully made their way through the dense underbrush.

گردشگران با دقت از میان بوته‌های متراکم عبور کردند.

Wild animals often hide in the underbrush to avoid predators.

حیوانات وحشی اغلب برای اجتناب از شکارچیان در بوته‌ها پنهان می‌شوند.

The underbrush rustled as the deer moved through it.

با حرکت گوزن از میان بوته‌ها، صدای خش‌خش ایجاد می‌شد.

The campers cleared the underbrush to set up their tents.

مسافران برای برپا کردن چادرها، بوته‌ها را پاکسازی کردند.

The underbrush provided excellent cover for the small animals.

بوته‌ها پوشش بسیار خوبی برای حیوانات کوچک فراهم می‌کرد.

The underbrush was so thick that it was hard to see what lay beyond.

بوته‌ها آنقدر متراکم بودند که دیدن آنچه در آن سوی آن‌ها بود، دشوار بود.

The underbrush was alive with insects and small creatures.

بوته‌ها مملو از حشرات و موجودات کوچک بود.

The ranger warned us to watch out for snakes in the underbrush.

نگهبان از ما خواست که مراقب مارها در بوته‌ها باشیم.

The underbrush was a tangle of branches and leaves.

بوته‌ها ترکیبی از شاخه‌ها و برگ‌ها بودند.

The underbrush needs to be cleared regularly to prevent wildfires.

برای جلوگیری از آتش‌سوزی، بوته‌ها باید به طور منظم پاکسازی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید