undercharged account
حساب شارژ نشده
undercharged fee
هزینه شارژ نشده
undercharged customer
مشتری شارژ نشده
undercharged bill
قبض شارژ نشده
undercharged service
خدمات شارژ نشده
undercharged price
قیمت شارژ نشده
undercharged transaction
تراکنش شارژ نشده
undercharged amount
مبلغ شارژ نشده
undercharged invoice
صورتحساب شارژ نشده
undercharged rate
نرخ شارژ نشده
the store was undercharged for the items sold.
فروشگاه برای اقلام فروخته شده، هزینه کمتری دریافت کرده بود.
he realized he had been undercharged for the service.
او متوجه شد که برای سرویس، هزینه کمتری گرفته است.
customers often complain when they feel undercharged.
مشتریان اغلب شکایت می کنند وقتی احساس می کنند هزینه کمتری پرداخت کرده اند.
the accountant noted that some invoices were undercharged.
محاسب خاطر داشت که برخی از فاکتورها هزینه کمتری دریافت کرده اند.
she was surprised to find she was undercharged for her meal.
او از اینکه برای غذایش هزینه کمتری پرداخت کرده بود، تعجب کرد.
the company was undercharged by their suppliers last month.
ماه گذشته، تامین کنندگان شرکت را با هزینه کمتری محاسبه کردند.
being undercharged can lead to financial discrepancies.
هزینه کمتری دریافت کردن می تواند منجر به مغایرت های مالی شود.
they were happy to be undercharged for the concert tickets.
آنها از اینکه برای بلیط کنسرت هزینه کمتری پرداخت کردند، خوشحال بودند.
it’s not common to be undercharged at such a high-end store.
معمولاً در چنین فروشگاه لوکسی هزینه کمتری پرداخت نمی شود.
after reviewing the bills, he found he was consistently undercharged.
پس از بررسی قبض ها، متوجه شد که به طور مداوم هزینه کمتری دریافت کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید