overcharged customer
مشتری بیشمحاسبه شده
overcharged bill
قبض بیشمحاسبه شده
overcharged price
قیمت بیشمحاسبه شده
overcharged service
خدمات بیشمحاسبه شده
overcharged fee
هزینه بیشمحاسبه شده
overcharged rate
نرخ بیشمحاسبه شده
overcharged invoice
صورتحساب بیشمحاسبه شده
overcharged amount
مبلغ بیشمحاسبه شده
overcharged transaction
تراکنش بیشمحاسبه شده
overcharged estimate
برآورد بیشمحاسبه شده
the customer felt overcharged for the service provided.
مشتری احساس کرد برای خدمات ارائه شده بیش از حد هزینه پرداخت کرده است.
many people complain about being overcharged at tourist attractions.
بسیاری از مردم در مورد پرداخت بیش از حد در مکانهای توریستی شکایت میکنند.
she realized she had been overcharged for her groceries.
او متوجه شد که برای مواد غذایی خود بیش از حد هزینه پرداخت کرده است.
it's frustrating to be overcharged for something that should be inexpensive.
اینکه برای چیزی که باید ارزان باشد، بیش از حد هزینه پرداخت کنید، ناامیدکننده است.
the hotel overcharged us for the extra night we stayed.
هتل برای شب اضافهای که اقامت داشتیم، بیش از حد از ما هزینه گرفت.
consumers should be aware of being overcharged during sales.
مصرفکنندگان باید از این که در حین فروش بیش از حد هزینه پرداخت میکنند، آگاه باشند.
he felt overcharged after checking the bill carefully.
او پس از بررسی دقیق صورتحساب احساس کرد که بیش از حد هزینه پرداخت کرده است.
being overcharged can lead to a loss of trust in the business.
پرداخت بیش از حد میتواند منجر به از دست دادن اعتماد به کسب و کار شود.
they were overcharged for the repairs on their car.
برای تعمیرات ماشین خود بیش از حد از آنها هزینه گرفتند.
make sure you check the prices to avoid being overcharged.
مطمئن شوید قیمتها را بررسی کنید تا از پرداخت بیش از حد جلوگیری کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید