The chicken was undercooked and had to be put back in the oven.
مرغ به اندازه کافی پخته نشده بود و مجبور شدند دوباره آن را در فر قرار دهند.
She got sick from eating undercooked seafood.
او به دلیل خوردن غذاهای دریایی که به اندازه کافی پخته نشده بودند، بیمار شد.
The steak was undercooked, so the chef had to cook it longer.
استیک به اندازه کافی پخته نشده بود، بنابراین سرآشپز مجبور شد بیشتر آن را بپزد.
It's important to properly cook meat to avoid serving undercooked dishes.
برای جلوگیری از سرو غذاهای خام، مهم است که گوشت را به طور کامل بپزید.
The undercooked pasta was too hard to eat.
نان به دلیل خام بودن بیش از حد سفت بود که بخواهید آن را بخورید.
He complained to the restaurant about the undercooked vegetables in his meal.
او به رستوران در مورد سبزیجات خام در غذایش شکایت کرد.
The undercooked dough made the bread dense and unappetizing.
خمیر خام باعث شد نان متراکم و ناخوشایند شود.
The undercooked rice was crunchy and not fully cooked.
برنج خام ترد بود و به طور کامل پخته نشده بود.
She accidentally served undercooked eggs for breakfast.
او به طور تصادفی تخم مرغ خام را برای صبحانه سرو کرد.
The undercooked potatoes were still raw in the middle.
سیب زمینی خام هنوز در وسط خام بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید