underexercised

[ایالات متحده]/ˌʌndərˈeksəsaɪzd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈeksərsaɪzd/

ترجمه

v. به اندازه کافی ورزش نکردن؛ ورزشی نکردن به اندازه کافی
adj. که ورزش کافی نداشته است؛ ورزش نکردن به اندازه کافی

عبارات و ترکیب‌ها

underexercised muscles

عضلات کم تحرک

underexercised body

بدن کم تحرک

being underexercised

کم تحرک بودن

underexercised population

جمعیت کم تحرک

chronically underexercised

به طور مزمن کم تحرک

underexercised children

کودکان کم تحرک

underexercised dogs

سگ‌های کم تحرک

underexercised lifestyle

سبک زندگی کم تحرک

severely underexercised

به شدت کم تحرک

underexercised seniors

سالمندان کم تحرک

جملات نمونه

the underexercised muscles in her legs began to atrophy after months of sedentary work.

عضلات كم تحرك در پاهایش پس از ماه ها كار بي تحرك، شروع به تحليل كردند.

studies show that underexercised children are more likely to develop health problems later in life.

تحقيقات نشان می دهد كه كودكان كم تحرك احتمال بیشتری دارد كه بعداً در زندگی دچار مشکلات سلامتی شوند.

the underexercised population in developed countries faces increasing rates of obesity.

جمعیت كم تحرك در كشورهای توسعه یافته با افزایش نرخ چاقی مواجه است.

his underexercised heart condition worsened due to lack of physical activity.

وضعیت قلبی كم تحرك او به دلیل عدم فعالیت بدنی بدتر شد.

many office workers become underexercised after years behind a desk.

بسیاری از كارمندان اداری پس از سال ها پشت میز كم تحرك می شوند.

the underexercised dog developed behavioral issues from insufficient walks.

سگ كم تحرك دچار مشکلات رفتاری به دلیل كمبود پیاده روی شد.

elderly individuals who are underexercised may lose their independence faster.

افراد مسنی که کم تحرك هستند ممکن است سریعتر استقلال خود را از دست بدهند.

a severely underexercised metabolism can lead to weight gain.

متابولیسم كم تحرك شدید می تواند منجر به افزایش وزن شود.

the underexercised team members struggled with low energy levels during the retreat.

اعضای كم تحرك تیم در طول اردو با سطح انرژی پایین دست و پنجه نرم کردند.

people who are chronically underexercised have higher risks of chronic diseases.

افرادی که به طور مزمن كم تحرك هستند، خطر بیشتری از بیماری های مزمن دارند.

his underexercised mind needed stimulation through new challenges.

ذهن كم تحرك او به دلیل چالش های جدید به تحریک نیاز داشت.

the underexercised athlete found it difficult to return to peak performance.

ورزشكار كم تحرك بازگشت به اوج عملکرد را دشوار یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید