underpants

[ایالات متحده]/'ʌndəpæn(t)s/
[بریتانیا]/'ʌndɚ'pænts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس زیر مردانه، شورت.

جملات نمونه

He forgot to pack his underpants for the trip.

او فراموش کرد شورت‌هایش را برای سفر ببندد.

She bought a new set of underpants at the store.

او یک مجموعه شورت جدید از مغازه خرید.

I need to do laundry because I'm running out of clean underpants.

من باید لباس‌ها را بشورم زیرا دیگر شورت تمیز ندارم.

He prefers boxer briefs over other types of underpants.

او شورتک‌های مردانه را بر انواع دیگر شورت ترجیح می‌دهد.

She likes to wear comfortable cotton underpants.

او دوست دارد شورت‌های نخی راحت بپوشد.

He accidentally wore his underpants inside out.

او ناخواسته شورت‌هایش را برعکس پوشید.

She always packs an extra pair of underpants when traveling.

او همیشه یک جفت شورت اضافی هنگام سفر به همراه دارد.

He quickly changed into fresh underpants after the workout.

او بعد از تمرین به سرعت لباس‌هایش را عوض کرد.

She found a cute design on a pair of underpants at the store.

او یک طرح زیبا روی یک جفت شورت در مغازه پیدا کرد.

He felt embarrassed when his underpants accidentally showed while bending over.

او احساس خجالت کرد وقتی شورت‌هایش ناخواسته در هنگام خم شدن نمایان شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید