undershot

[ایالات متحده]/ˈʌndəʃɒt/
[بریتانیا]/ˈʌndərʃɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن فک پایین برجسته؛ اشاره به نوعی چرخ آب یا توربین
v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از undershoot

عبارات و ترکیب‌ها

undershot wheel

چرخ فرار

undershot design

طراحی فرار

undershot angle

زاویه فرار

undershot feature

ویژگی فرار

undershot effect

اثر فرار

undershot profile

پروفایل فرار

undershot cut

برش فرار

undershot technique

تکنیک فرار

undershot method

روش فرار

undershot form

فرم فرار

جملات نمونه

the pilot undershot the runway during landing.

خلبان در هنگام فرود، از باند فرودگاه عبور کرد.

he undershot the mark by a few inches.

او با چند اینچ، هدف را کم آورد.

her performance undershot expectations.

عملکرد او از انتظارات کمتر بود.

the team undershot their sales target this quarter.

تیم در این فصل، هدف فروش خود را کم آورد.

the project undershot the budget significantly.

پروژه به طور قابل توجهی از بودجه کمتر بود.

we undershot the deadline by a week.

ما مهلت تحویل را یک هفته کم آوردیم.

he felt he undershot his potential in the competition.

او احساس کرد که در مسابقه، پتانسیل خود را کم آورده است.

the athlete undershot the distance in the long jump.

ورزشکار در پرش طول، مسافت را کم آورد.

she undershot her initial investment returns.

بازده سرمایه گذاری اولیه او کمتر از حد انتظار بود.

the forecast undershot the actual sales figures.

پیش‌بینی از آمار فروش واقعی کمتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید