understock

[ایالات متحده]/ˈʌndərstɒk/
[بریتانیا]/ˈʌndərstɑk/

ترجمه

vt. تأمین موجودی ناکافی؛ ایجاد کمبود موجودی به دلیل خرید ناکافی
n. تأمین ناکافی موجودی؛ کمبود موجودی

عبارات و ترکیب‌ها

understock inventory

کمبود موجودی

understock items

اقلام با موجودی کم

understock situation

وضعیت کمبود

understock levels

سطح موجودی کم

understock analysis

تجزیه و تحلیل کمبود

understock risk

ریسک کمبود

understock report

گزارش کمبود

understock issues

مشکلات کمبود

understock management

مدیریت کمبود

understock forecast

پیش‌بینی کمبود

جملات نمونه

the store tends to understock popular items.

فروشگاه اغلب تمایل دارد اقلام محبوب را کم موجودی کند.

we should avoid understocking essential supplies.

ما باید از کمبود موجودی لوازم ضروری خودداری کنیم.

understocking can lead to lost sales opportunities.

کمبود موجودی می تواند منجر به از دست دادن فرصت های فروش شود.

the inventory system helps prevent understock situations.

سیستم موجودی به جلوگیری از شرایط کمبود موجودی کمک می کند.

they realized they had understocked before the holiday rush.

آنها متوجه شدند که قبل از شلوغی تعطیلات، موجودی کمتری داشتند.

understocking can frustrate customers looking for specific products.

کمبود موجودی می تواند مشتریانی که به دنبال محصولات خاص هستند را ناامید کند.

to improve sales, we need to address understock issues.

برای بهبود فروش، ما باید به مشکلات کمبود موجودی رسیدگی کنیم.

management is concerned about the risk of understocking.

مدیریت نگران خطر کمبود موجودی است.

they implemented new strategies to reduce understocking risks.

آنها استراتژی های جدیدی را برای کاهش خطرات کمبود موجودی اجرا کردند.

understocking can affect customer satisfaction negatively.

کمبود موجودی می تواند به طور منفی بر رضایت مشتری تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید